حاج محمد مهدی صدیقی نامزد انتخابات از طرف حامیان دولت عدالت محور
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۳  

 
پیام انتخاباتی (حامیان دولت)
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۳  

بسمه تعالی

پیام انتخاباتی (1)

حامیان دولت عدالت محور (رودسر و املش)

اللهمَ عَجل الولیَک الفرج و العافیه و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و لمستشهدین بین یدیاز مظاهر اساسی حاکمیت مردم سالاری دینی در نظام اجتماعی پدیده انتخابات به شمار می رود که در نظام سیاسی ایران تعریف و جایگاه ویژه ای دارد.آنچه در طول سه دهه بعد از انقلاب از این پدیده به بار نشسته است کلیت بسیار پیچیده ای است که شامل ایمان،دانش،قانون،اخلاق و سایر توانایی های ملت ایران محسوب می گردد.انتخابات در نظام مردم سالارانه دینی ایران به گونه ای است که از صورت ظاهر آن نوعی تکثر و از باطن آن تکاپویی به سوی کمال نمایان است که ویژگی ملت ایران است. در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پدیده ای به وجود آمد که در توسعه سیاسی و اقتصادی ملت ایران
نقطه ای عطف به شمار می رود.
هویت سیاسی اجتماعی ایران با ابتناء بر نظام مردم سالاری دینی درک و فهم عمیق تری را ضروری
می نمود و به نظر می رسید که نخبگان واقعی قبل از انتخابات متوجه این خواست جامعه ایران شده بودند و پیش بینی می کردند که مردم در انتخابات تیر 84 چه نوع واکنشی و آرایشی را در پیش گرفته اند اما این احساس از طرف برخی که انحصار محدوده روشن فکری و نخبگی را صرفاً ملک خود می دانند و آن را در دست گرفته بودند آن طور که باید و شاید درک نشده بود. عده ای انتخابات سوم تیر را محصول تصمیمات لحظه ای مردم تلقی و آن را فاقد هویت تاریخی و مبنایی جلوه می دهند و انتخابات را در انقلاب اسلامی نوعی نقل و انتقال حزبی مشابه جوامع غربی معرفی می کنند.اینها یا فاقد توان درک بصیرت الهی ملت هستند یا خود را به خواب زده اند در تحلیل محتوای پدیده انتخابات در جمهوری اسلامی اجزای غیر قابل انفکاکی وجود دارد که با ذات و ماهیت اصلی انقلاب تاریخ و تمدن جامعه ایران آمیختگی ویژه ای دارد و برآیند آن، هم آوایی و نوعی تفصیل از اجمال کلی انقلاب اسلامی است.
با عنایت به رویکرد مردمی و قاعده محور دولت نهم و همگرایی آن با اصل و ذات انقلاب اسلامی و براساس چهار اصل اساسی مهر ورزی،خدمت گذاری،عدالت محوری و تعالی پیشرفت این دولت را باید در راستای اهداف الهی آن یاری رساند و زمینه ثمر دهی زحمات آن را فراهم ساخت.امروز ملت شریف وبا کرامت ایران در آستانه یک آزمون بزرگ قرار دارد.بار دیگر عمق اندیشه ورزی و صلابت اراده خود را در پیمودن راه تعالی و بالندگی به نمایش خواهد گذاشت.و از آنجایی که در قانون اساسی شاکله اصلی قوای درون نظام به اراده ملت شکل می گیرد و اصل تفکیک قوا تضمین اعمال نظارت مردم بر حاکمیت است ضرورت همدلی و همگرایی بیش از هر زمانی احساس می گردد.توفیقات پی در پی ملت و دولت برآمده از آن در عرصه های علم و فناوری وسیاست و اقتصاد... می رود کشور امام زمان (عج) در آستانه عبور از مرزهای توسعه یافتگی قرار دهد.اشتیاق به خدمت دولت خستگی ناپذیر دکتر احمدی نژاد افق های روشنی را در برابر ما قرار داده است. روشن بینی،مصلحت اندیشی اقتضاء می کند برای سرعت بخشی به خدمات دولت و بستر سازی برای توسعه جهشی حضوری معنا دار در پای صندوقهای رای در 24 اسفند 86 داشته باشیم و با انتخاب نیروهای توانمند مخلص با انگیزه در مجلس شورای اسلامی دولت را در مسیر خدمت به ملت یاری کنیم.ملت هوشمند ایران خود شاهد آن است که در این مدت کوتاه دولت عدالت محور چه تحول عمیقی در عرصه های مختلف به وجود آورده اما متاسفانه عده ای که منافع خود را در مقابل توفیقات دولت می بینند همواره از هیچ تلاشی در جهت سیاه نمایی آن کوتاهی نمی کنند.دولت فرا جناحی برخاسته از متن ملت ضمن اینکه قابلیت اداره امور کشور را از انحصارها خارج کرده عیار کارآمدی حزب گرایان و سیاست بازان دور از ملت را آشکار ساخته است.آنهایی که خدمت رسانی خالصانه دولت عدالت محور را بر نمی تابند و از هر جایگاهی که باشند سعی بر کُند کردن حرکت رو به جلوی آن خواهند داشت جایگاهی در مجلس شورای اسلامی ندارند.امروز مجلس شورای اسلامی باید مبرا از لفاظی های جنجال آمیز،رأی های غرض آلود و تصمیم سازی های معطل کننده باشد.حرکت شتابان دولت به سمت ساختن کشور اسلامی است. دولتی که می رود تا گفتمان خدمت را جایگزین جنجال و هیاهو،مردم محوری را جایگزین گروه محوری و تبار گرایی نماید. دولتی که می رود تا در عرصه های سیاسی ابتکار عمل و حرکت رو به جلو را جایگزین انفعال و خود کم بینی نماید.دولتی که می رود تا در اقتصاد عدالت محوری را جایگزین سرمایه محوری نماید دولتی که می رود تا کارشناسی محوری را جایگزین شخص محوری نماید.دولتی که در عرصه های مدیریتی به انقلاب سوم می اندیشد تا ظرفیت واقعی انقلاب اسلامی را آشکار سازد مستحق یاری و حمایت است.اگر نقادی و حمایت صادقانه منتخبین شما مردم در مجلسی که در 24 اسفند انتخاب می نمایید شامل این دولت لایق گردد.اگر کار کارشناسی و برطرف کردن موانع قانونی با تصویب طرح و لوایح در مجلس هشتم آن طوری که شایسته است به کمک این دولت آید.اگر نظارت عالیه مجلس در تمام بخش های مدیریتی و اداری ضعف بر جامانده از قبل را در این دولت پوشش دهد. اگر جزم اندیشی و قُلدری سیاسی و انحصار طلبی های بعضی به حمایت مشفقانه و نقد صادقانه تبدیل گردد و اگر کرسی های مجلس جایگاه انسانهای بصیر،دور اندیش بلند نظر و با انگیزه ی الهی باشد و اگر اصول گرایی واقعی و پالایش شده را مبنای عمل قرار دهیم و اگر مجلس هشتم همانند دولت عدالت محور از جنس مردم باشد و اگر...ایران این شیعه خانه اهل بیت را بهشت روی زمین می کنیم انشاء الله   به امید حمایت از نامزد انتخابات حامیان دولت عدالت محور(ستاد مردمی رایحه خوش خدمت)رودسر و املش
 


 
پیام انتخاباتی
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٥  

بسمه تعالی

ضمن عرض تبریک ولادت امام موسی کاظم(ع) 

 به اطلاع مردم آگاه وانقلابی حوزه انتخابی  املش ورودسرمیرساند. پس ازمدت ها مطالعه درافکار . آرا وقابلیت های نامزدهای محترم هشتمین دوره انتخابات مجلس نهایتا آقای محمد مهدی صدیقی راازجمیع جهات واجد شرایط وصلاحیت نمایندگی مجلس یافته وبا توجه به حساسیت و مسولیت بس خطیر نمایندگی دراین برهه از زمان به شما مردمولایتمدارمعرفی مینماییم .شما شایسته  فردی بصیر . مدیر و باانگیزه که آینه تمام نمای فضایل . تعهدوهوشمندی تان باشد در مهم ترین کانون تصمیم گیری یعنی مجلس شورای اسلامی هستید .انشاا... بایک حضور ی از جنس انتخاب نهم ریاست جمهوری  امانت مهم خود که از طرف همه شهدا وامام شهدا در قالب حق انتخاب آزاد به شما سپرده شده به شایستگی به اهلش واگذارید تا انشاا... درمقابل شهدا روسفید باشیم .

برلی ساختن جامعه نمونه بشری دست در دردست ریس جمهوری باکفایت میدهیم ومجلسی خدمتگزار وشجاع که موجب سرعت بخشی به خدمات دولت اسلامی باشد راانتخاب می نماییم

حامیان دولت عدالت محور رودسر. املش .رحیم آباد .کلاچای.چابکسر .واجارگاه........

                                       ( رایحه خوش خدمت )


 
پیام انتخابات مجلس هشتم(۲)
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢۱  

بزودی در این وبلاگ نامزد مورد نظر حامیان دولت عدالت محور در انتخابات مجلس هشتم از

املش ورودسر به اطلاع مردم غیور وولایتمدار خواهد رسید

ستاد مردمی رایحه خوش خدمت (حامیان دولت عدالت محور)

                        املش - رودسر


 
پیام انتخابات مجلس هشتم(۱)
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢۱  

امام علی (ع) :

آرام باش.تفکر کن.توکل کن.سپس آستین ها را بالابزن آنگاه دست های خداوند را می بینی که پیش ازتودست به کارشده اند .


 
اعتراض جنبش دانشجويي به عملكرد وزارت كشور
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٤  

 

.  


محضر مبارک جناب آقاي دکتر احمدي نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
سلام عليکم
آنروز که پس از گذشت 27 سال از پيروزي اسلامي ترين انقلاب عصر انقلاب هاي متعدد جهان، بهت و حيرتي دوباره جهانيان را در خود فرو برد؛ روزي بود که تمامي بدخواهان و معاندان اين شجره طيبه هم پيمان شده بودند تا به هر شکل ممکن سرنوشتي مانند آنچه بر الجزاير و ... گذشت بر ما بگذرانند و جمعي جاهلان و فريب خوردگان داخلي نيز تدارکاتچي اين تسونامي ويرانگر آرمان ها و ارزش ها بودند. ولي آن روي سکه، نگاه خيل عظيمي از دلدادگان اسلام ناب و عاشقان مرام و مکتب خميني کبير در اقصي نقاط گيتي به بازگشتي باعزت و غرور آفرين و نه از روي ارتجاع و حقارت به آن آرمانهاي والا و متعالي دوخته شده بود.

سوم تير 84 بدون ترديد بيش از آن که در صحنه رويارويي احزاب و جريان هاي سياسي درون يک حکومت مردم سالار باشد رويارويي انديشه ناب انقلاب 57 ايران اسلامي و انديشه هاي مبتني بر سکولاريسم و ... بود و خواست مردم در پاي صندوق هاي اخذ رأي بيش از آنکه انتخاب اصولگرايان براي اداره امور کشور به جاي اصلاح طلبان باشد انتخاب شيوه و مرام حکومت داري سال هاي اوليه پس از انقلاب بويژه نوع حکومت داري شهيد رجايي و ياران بود.

روي کار آمدن دولت نهم موجي از اميد و رجاء را در دلهاي مستضعفان و پابرهنگان که صاحبان اصلي انقلابند به راه انداخت و پايداري و پافشاري رئيس اين دولت بر آرمان هاي انقلاب بر اين اميد و اطمينان افزود البته در اين راه صعب العبور ناملايمات، بي مهري ها، تنگ نظري ها و يا عنادهايي که بعضي از آنها حتي قابل پيش بيني هم نبود پيمودن راه را سخت تر نموده است.


جناب آقاي دکتر احمدي نژاد
آنچه ما را بر آن داشت که اين چند سطر را به رشته تحرير درآورده و عرضه نماييم نه به قصد تعريف و تمجيد چشم و گوش بسته از دولت است و نه به مانند برخي ديگر بدون رعايت عدالت و انصاف دولت را تخريب و تخطئه کردن، بلکه معتقديم موضع مان در قبال دولت داراي دو مولفه بارز است:


1- موضع گيري ذيل مواضع حکيمانه و عالمانه و فصل الخطاب گونه مقام معظم رهبري


2- موضعي با در نظر گرفتن مؤلفه هاي آرمانخواهانه دانشجويي چراکه مکرر رهبر فرزانه انقلاب برآرمانخواهي و عدالت طلبي تاکيد داشته اند.


بدون ترديد يکي از حساس ترين و کليدي ترين مجموعه هاي تحت نظر دولت وزارت کشور است و اگر قرار است تحولي بنيادين در عرصه مديريت کشور تحقق يابد مرکز اين تحول مجموعه وزارت کشور است. حساسيت اين دستگاه بدان سبب است که از قلب پايتخت تا دور افتاده ترين نقاط کشور تحت اداره و مديريت آن است وليکن برخي مواردي که بدان اشاره خواهد شد گواه واقعيت ديگري است که به عرض مي رسد.


1- يکي از بارزترين وجوه تمايز اين دولت نسبت به دولت هاي قبل استقلال از هر حزب و جريان سياسي است که بي ترديد عاملي براي اقبال بيشتر مردم نيز بوده است. احزاب و جريان هاي سياسي درون جمهوري اسلامي نشان داده اند هنوز به پختگي لازم براي سکاندار تحزب اسلامي که در هيچ جاي دنيا مشابه ندارد نرسيده اند تصور مي رفت اين استقلال از احراب در چنين نيروها اعم از معاونان و مديران وزارت کشور استانداران ،فرمانداران ، بخشداران و ... به سمت شايسته سالاري و تعهد همراه تخصص برود وليکن نه تنها اين مهم محقق نشده، بلکه سوء تدبير مسوولان ارشد وزارت کشور موجب شد همه جناح ها و جريان هاي سياسي اعم از اصلاح طلبان و اصولگرايان براي گرفتن امتيازي از وزارت کشور طمع کنند و علاوه بر آن مماشات افراطي با نمايندگان مجلس نيز مزيد بر علت شد. تا امروز وزارت کشور بجاي 1 وزير تصميم گيرنده 290 نماينده تصميم گير به علاوه بسياري احزاب جريان ها و اشخاص با نفوذ و فرصت طلب را نيز در اتقا وزرير خود ببينند.


2- استانداران ، فرمانداران، بخشداران و... و سفيران پيام متعالي دولت نهم در سراسر کشور مي باشند ولي براستي چند درصد مديران اين دولت از جنس اين دولتند؟!! چه تعداد از استانداران در کشور فارغ از دسته بندي هاي بعضا پوچ و تهي سياسي فقط به تحقق آرمان هاي دولت مکتبي نهم مي انديشند و در اين راه مي کوشند چه تعداد از فرمانداران توانسته اند پيام مهر ورزي ، عدالت و ... اين دولت را در عرصه عمل به اعماق شهرها و روستاها ببرند؟!

براستي اگر نبود سفرهاي استاني هيات دولت و حضور شخص رييس جمهور در تمامي شهرها که آن هم به ابتکار رييس جمهور است چه ميزان فرمانداران و... به حل مشکلات و معضلات مردم و تلاش براي آباداني و عمران ياين مرز و بوم مشعول بودند اگر بگوييم تمامي استانداران يعني تنها 30 نفر همه از جنس احمدي نژآد هستد پر واضح است که سخني به گزاف و ناحق گفته ايم و اگر خلاف آن باشد که هست چگونه است اشخاصي در اين دولت سردمدار وزارت کشور مي شوند که 30 نفر يار نايب مخلص و هم جنس دولت را نمي شناسيند و يا نمي يابند؟ و يا هست و ميدان نمي دهند؟!!!


آقاي رييس جمهور
زايش نيروهاي انقلابي يکي از مواردي است که مقام معظم رهبري بر آن تاکيد دارند و حضرتعالي نيز به آن ايمان دارد پس چگونه مي شود در کابينه 70 ميليوني شما 30 استاندار و حدود سيصد و شصت فرماندار مومن انقلابي فراجناحي و فارغ از کشمکش هاي سياسي يافت نمي شود آيا به نظر شما با مجموعه فعلي مديران وزارت کشور در سراسر ايران عزيز اسلامي مي توان به تحقق اهداف دولت اميد وار بود.


انتظار مي رفت و مي رود که لااقل در اين دولت انتخاب استانداران و فرمانداران و ... بدون وجود لابي هاي کثيف قدرت طلبان و منفعت طلبان باشد ولي به نظر مي رسد ضفع سران و سياست گزاران وزارت کشور بر ايستادگي و پافشاري بر استقلال از لابي هاي قدرت و ثروت به وجود اين گروه هاي و لابي هاي فشار مجال عرضه اندام بيشتري داده است.


3- اکنون که در آستانه برگزاري انتخابات مجلس هشتم به اذعان همگان از حساسيت فوق العاده اي برخوردار است احتمال قانون شکني و ايجاد خلل در روند سالم برگزاري آن نيز بسيار بيشتر است و لذا مسووليت اجرايي انتخابات و هيات هاي اجرايي وزارت کشور و ستاد انتخابات نيز سنگين تر است وليکن در اين وضعيت برخي شهرها و شهرستان ها هنوز فرماندار ندارند.


بسياري از فرمانداران و استانداران اصلاً حساسيت برگزاري را درک نمي کنند، برخي فرمانداران در آستانه برکناري اند، فشارهاي متعدد از سامان گرفتن به موقع ستاد انتخابات در وزارت کشور ممانعت مي کند، مسئولان وزارت کشور هيچ عزمي جز پافشاري بر برگزاري انتخابات رايانه اي- که خود نيز جاي بحث دارد- ندارند، برخي دلسوزان و مديران توانمند در ستاد انتخابات تحت فشارند و با به ايشان ميدان داده نمي وشد و دهها معضل ديگر چگونه مي توان نويد برگزاري انتخابات سالم را با اقتدار از سوي وزارت کشور داد.


فقط و فقط بعنوان نمونه اسلامشهر در نزديکي پايتخت بعنوان يک مرکز تأثير گذار بر رأي 30 نماينده تهران هنوز فرماندار ندارد .


جناب آقاي رئيس جمهور
موفقيت شما در دولت نهم در تحقق وعده هاي آن علاوه بر آنکه پيوند مردم شريف ايران را با آرمانهاي انقلاب اسلامي در آغاز دهه چهارم آن ناکسستني تر مي نمايد، بسياري از نقشه هاي بد خواهان را نيز نقش بر آب مي کند و اين مهم بايد در سراسر ايران اسلامي عزيز بوقوع بپيوندد و خداي ناکرده اگر سفيري از سفيران اين دولت در گوشه اي از مملکت نتواند اين مهم را تحقق بخشد بايد منتظر پيامدهاي ناگواري باشيم بايد به گونه اي رفتار شود که با کمترين هزينه بيشترين فايده عايد گردد و سرمايه ها بايد به درستي مصرف شود اقدام شما در تعويض برخي وزرا نشان از عزم دولت بر اين امر دارد و آنچه به نظر مي رسد آن است که تحول و گام بعدي بايستي تحولي اساسي و انقلابي در وزارت کشور باشد، بسياري از نيروهاي بااستعداد، توانمند، متعهد و متخصص با شور و انگيزه جواني مي توانند در راه تحقق آرمانهاي ناب انقلاب مسيرهاي چند ده ساله را با سرعت بپيمايند و ليکن تفکر فعلي حاکم بر قاطبه وزارت کشور اين مجال را نمي دهد.


اعضاي اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان بر اساس رسالت و وظيفه اي که بر عهده دارند تغيير در روند فعلي وزارت کشور را جراحي ضروري و لازم براي دولت نهم مي دانند و با مستندات و اخبار و اطلاعاتي که از سرتاسر کشور در اختيار دارند، آماده اند در جلسه اي با حضرتعالي و يا نماينده شما اين دغدغه ها را در ميان بگذارند.


 
فقط به خاطر احمدي نژاد
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٤  

رئيس جمهور كه در استان بوشهر براي پي گيري مصوبات استاني به سر مي برد با خبر غير منتظره اي روبرو شد.


به گزارش نوسازي و بنا به گفته ي آگاهان پدر يك مقتول كه حكم قصاص قاتل فرزندش را از مراجع قضايي گرفته بود و اتفاقا قرار بود قصاص اين قاتل درست در همان روز ورود رئيس جمهور به استان بوشهر يعني چهار شنبه 10 بهمن به اجرا درآيد ، در يك اقدام نمادين و پسنديده و به يمن مقدم رئيس جمهور از خون فرزندش گذشت و مانع اجراي اعدام قاتل مزبور شد.

لازم به ذكر است كه وي در نامه اي رئيس جمهور را از اقدام خود با خبر كرد


 
ولايت مداري منفعت طلبانه
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٤  

 

 

 

علي نادري

 

در جامعه اي که نظام ولائي را پذيرفته  آنچه بيش و پيش از همه رقم زننده سعادت و شقاوت انسان هاست، نسبتي است که افراد آن جامعه با ولي برقرار مي کنند. بحث حتي در مورد پذيرش يا عدم پذيرش ولايت نيست - که شقاوت منکرين ولايت عيان تر از آن است که بحثي را طلب کند – بلکه همه مساله از آنجا شروع مي شود که معتقدين به ولايت و گردن نهادگان به امر مولا چگونه نسبتي را با ولي برقرار مي کنند. و اين نسبت و نحوه برقراري آن آنقدر پرظرافت است و آنچنان بصيرتي را مي طلبد که گاه بي توجهي به همان ظرافت ها " طلحه الخيري " که در امتحان دفاع از ولايت در ميان هياهوي مزورين سربلند بيرون آمده را به گردن کشي و عصيان در برابر ولي مي کشاند و جانباز رکاب اميرالمومنين عليه السلام در صفين را به قاتل سيدالشهدا عليه السلام در کربلا مبدل مي سازد.

 

باري چالش امروز جامعه ما ديگر چالش منکرين و مدافعين ولايت نيست – که ديري است تشت رسوائي منکرين ولايت از بام فرو افتاده است- چالش اصلي،امروز ميان مدافعين ولايت  در برقراري نسبتي صحيح با ولي امر و اوامر او معنا مي يابد.

 

امروز جنس مساله و مشکل ما بسيار پيچيده تر و متفاوت با همه دوره هاي گذشته است و اين همان ويژگي منحصر به فرد حکومت ولائي است.

 

شايد بسياري آسان ترين زمان براي تشخيص برقراري نسبتي صحيح با ولي را آن زماني بيابند که رکن ولايت و شخص ولي از سوي منکرين مورد هجمه قرار گرفته است. تکليف روشن است: سپر و محافظي براي حريم ولايت بودن و هجمه ها را به جان خريدن تا آنکه نيايد آن روزي که ولي خود به ميدان دفاع از حريم ولايت بيايد و متحمل هزينه اي براي دفاع از آن شود.

 

اما از ما دور نيست سالياني که در آن حريم ولايت از سوي منکرين به دوران رسيده مورد هجمه واقع مي شد و اين مدافعين ولايت بودند که از ترس آبرو و يا از دست دادن جايگاه اجتماعي خويش و فرار از تبديل شدن به سوژه اي براي دستگاه تبليغاتي منکرين، جائي امن تر از حريم ولايت را براي پناه گرفتن نمي يافتند.

 

آري امر منقلب شده بود و اينک اين ولي بود که در هجمه منکرين مبدل به مامني امن براي منکرين گرديده بود!

 

و درست در همان زمان که اين مدافعين در پشت سپر ولايت سر در جيب اشارت نشيني فرو برده بودند چه اندک بودند دلباختگاني چون آيت الله مصباح که از هزينه کردن هيچ چيز حتي آبروي خود در دفاع از حريم ولايت دريغ نکردند.

 

گوئي اين اخلاق در ميان جماعت مدافعين ولايت – که اينک با استعانت از همين عنوان به آلاف و الوف رسيده بودند –جا افتاد که ما همواره در" پشت سر ولي" حرکت خواهيم کرد. غافل از آنکه ولي در برخي شئون جلودار مي خواهد تا از حريم ولايت دفاع کند و در مراحلي خط شکناني مي خواهد که با فداکردن خويش راه را براي حرکت مولا هموار سازند و اگر اين حرکت ترکشي درپي دارد آنها باشند که آن را به جان بخرند.

 

اما آنچه در اين ساليان ازاين مدافعين ديديم رفتاري متفاوت بود. اين مواليان بودند که از هزينه کردن گريزان بوده و گوشه اشارت نشيني اختيار کرده بودند و اين ولي بود که در کوچکترين امور هم بايد خود به ميدان مي آمد.

 

اخلاق هزينه کردن ولي و استرزاق مواليان چنان نهادينه شد که مواليان حتي براي کوچکترين امور خويش هم به دنبال استفاده و بهتر آن است که بگوئيم" سوء استفاده" از اشارت هاي مولا باشند. گوئي در هر معرکه اي نه از آن روي اشارتي از مولا را خواهان بودند که آن راپيگيري کرده و عملي نمايند, بلکه همواره بدنبال اشارتي به" نفع خويش!" و فرار از بحث ومناقشه پيرامون هرموضوعي بودند که خدايي ناخواسته هزينه اي احتمالي را از جانب ايشان طلب مي کند و باز هم اين اشارت خواهي چيزي جز پنهان شدن در پشت بيان ولي نبود.

 

اخلاق ناشايستي که حتي در بازي هاي سياسي اين مواليان نيز راه يافت و در چند انتخابات اخير تحت عنوان "حمايت رهبري از شخص يا جرياني خاص!" به کرات شاهد آن بوده ايم.

 

امروز براي ولايت مدافعيني وجود دارند که نه تنها براي دفاع از ولايت حاضر به تقبل هيچ هزينه اي نيستند بلکه حاضرند براي دفاع از خويش و حريم خويش از شان ولي و جايگاه ولايت هم هزينه کنند  و اين اخلاقي است که مي رود تا طيف گسترده اي از مدافعين را گرفتار خويش کند.

 

ماجراي اختلاف اخير مجلس و دولت بر سر يکي از مصوبات مجلس و حاشيه هايي که بسياري پس از آن آفريدند شايد يکي از جدي ترين محمل ها براي نمايان شدن پيروان اين نحوه تعامل با ولي در ساليان اخير است.

 

صرف نظر از آنکه آيا اين دست موضوعات از آن درجه از اهميت بر خوردارند که در مورد آنها از رهبري نظر خواهي شود يا خير, و همچنين اين امر که به طورطبيعي رهبري در هر موضوعي داراي موضع و نظر مي باشند جاي اين سوال باقي مي ماند که آيا لازم است در هر موضوعي و از هر سنخ و جنسي از ايشان نظر خواهي شود؟ مثلا نظر ايشان در مورد "افزايش فشار برق در استان زنجان" چيست؟ به نظر مي رسد استفاده اي که از سوي برخي مدافعين اشارت نشين نسبت به نظر رهبر انقلاب در اين امر شد بيشتر از همان سنخ سوء استفاده هايي بود که پيشتر بدان اشاره رفت. ولايت مداري آنهم به نفع خويش.

 

به راستي با در پيش گرفتن منش کناره گيري از بيان موضع در موضوعاتي که ممکن است هزينه اي را به دنبال داشته باشد و بار کردن آن هزينه احتمالي بر رهبري به واسطه نظرخواهي از ايشان مي توان اميدوار بود که در پرتگاه هايي که نيازمند به کار بستن ظرافت هاي جامعه ولايي است سربلند بيرون بياييم؟ و آيا با اخلاق پنهان شدن پشت سر ولي مي توان ولايت مدار باقي ماند؟

 

باري در نظام ولائي آنچه بيش و پيش از همه رقم زننده سعادت و شقاوت انسان هاست، نسبتي است که اهل ولايت با ولي برقرار مي کنند


 
نان حاكميت دوگانه آجر است
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٠  

 

 

احسان صالحي

 

ظريفي مي گفت سوم تيرماه 84 براي رهبر انقلاب به مثابه 10 مهر 60 براي امام راحل بود چه آنكه محمود احمدي نژاد به عنوان بازوي واقعي ولايت به رياست جمهوري رسيد و رابطه امام- امت بار ديگر در رأس هرم اجرايي كشور نيز ساري گرديد؛ 10 مهر 60 سالروز انتخاب آيت الله خامنه اي به رياست جمهوري با رأي 95% از شركت كنندگان بود.

 

با اين حال، طي سالهاي 84-68 از رهگذر مخالف خواني هاي پيدا و پنهان در گفتار و رفتار مجريان، گروهي با علت محدثه واسطه گري در نظام سياسي شكل گرفت كه طبيعتاً علت مبقيه آن نيز بقاي حاكميت دوگانه و همان واسطه گري هاي كذايي بود.

 

نان حاكميت دوگانه خوردن و تاختن به آن، ترفند اين جماعت براي بقا بوده و هست. از اين روست كه يا نمي خواهند به پايان دوران دلالي اعتراف كنند و يا اساساً هنوز اين واقعيت را باور ندارند.

 

بيانات بي سابقه رهبر انقلاب در حمايت از دولت نهم در سفر به استان يزد و انتقاد از برخي سياستهاي گذشته و مشي مخالف خوانان هميشگي، چنان شوكي بر اين دلالان وارد كرد كه بيرون آمدن از كماي اين شوك، نيازمند زمان و تدبير ويژه بود.

 

اين تدبير ويژه با انتشار يك نامه و القاء رودرويي رهبري- رئيس جمهور كليد خورد. بحث حقوقي پيرامون حق مسلم رئيس جمهور در تذكر و اخطار قانون اساسي و استفاده از ظرفيت هاي قانوني، موضوع اين نوشتار نيست. به اينكه برخي تنگ نظران حتي نمي توانند نگارش يك نامه و تشريح استدلالهاي رئيس جمهور يك مملكت را درخصوص يك مصوبه تاب بيآورند و مستبدانه از آن به بازگشت استبداد تعبير مي كنند نيز در جاي ديگري بايد پرداخته شود اما گريزي به سال 65 و نامه امام (ره) به آيت الله خامنه اي رئيس جمهور وقت درپي اظهارات ايشان در نماز جمعه تهران در اين مقوله راهگشا خواهد بود. آنجا كه امام(ره) نظر ديگري در اين باب بيان فرمودند و رئيس جمهور وقت نيز متواضعانه آن را از امام خويش پذيرفته و بر ديده گذاشت.

 

رفتار احمدي نژاد در قبال پي نوشت رهبر انقلاب بر نامه حدادعادل نيز از همين جنس بود و اگر همان ولايت پذيري و هوشمندي در وي نيز نبود، دوستان نادان و دشمنان دانا از اين كاه، كوهي مي ساختند و بدنه ولايي حامي احمدي نژاد را فرو مي ريختند. تأكيد رئيس جمهور بر فصل الخطاب بودن نظر رهبري و اينكه ارزش اين نظر فراتر از قانون اساسي است، رشته هاي آنان را پنبه و نان حاكميت دوگانه را آجر كرد.

 

نفاق بدتر از كفر است؛ اين را آموزه هاي ديني اسلام عزيز مي گويد. كفر برخي جريانهاي سياسي به مباني و اصول انقلاب اسلامي بر نفاق جريانهايي كه شمه اي از درونياتشان در ماجراي اخير بروز يافت، شرف دارد.


 
فصل پنجم از فتح خون شهيد آويني
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٤  

 

 

 

امام ایستاد و خطبه ای كربلایی خواند: «اما بعد... می بینید كه كار دنیا به كجا كشیده است! جهان تغییر یافته، منكَر روی كرده است و معروف چهره پوشانده و ازآن جز ته مانده ظرفی، خرده نانی و یا چراگاهی كم مایه باقی نمانده است.» «زنهار! آیا نمی بینید حق را كه بدان عمل نمی شود و باطل را كه ازآن نهی نمی گردد تا مؤمن به لقای خدا مشتاق شود؟ پس اگر اینچنین است، من درمرگ جز سعادت نمی بینم و در زندگی با ظالمان جز ملالت. مردم بندگان حلقه به گوش دنیا هستند و دین جز بر زبانشان نیست؛ آن را تا آنجا پاس می دارند كه معایش ایشان از قِبَل آن می رسد، اگر نه، چون به بلا امتحان شوند، چه كم هستند دینداران.»

 

راوی

 

آه از رنجی كه دراین گفته نهفته است! و اما سرّالاسرار این خطبه در این عبارت است كه « لِیَرغَبَ المؤمن فی لقاء رَبِّه ـ تا مؤمن به لقای خدا مشتاق شود.‌» یعنی دهر بر مراد سفلگان می چرخد تا تو در كشاكش بلا امتحان شوی و این ابتلائات نیز پیوسته می رسد تا رغبت تو در لقای خدا افزون شود... پس ای دل، شتاب كن تا خود را به كربلا برسانیم! می گویی: مگر سر امام عشق را برنیزه ندیده ای و مگر بوی خون را نمی شنوی؟ كار از كار گذشته است. قرن هاست كه كار ازكار گذشته است... اما ای دل، نیك بنگر كه زبان رمز، چه رازی را با تو باز می گوید:‌كلّ ارض كربلا و كلّ يوم عاشورا. يعني اگرچه قبله در كعبه است، اما فَاَينَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ اللهِ. یعنی هر جا كه پیكر صد پاره تو بر زمین افتد، آنجا كربلاست ؛ نه به اعتبار لفظ و استعاره، كه در حقیقت. و هر گاه كه عَلَم قیام تو بلند شود عاشوراست ؛باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره. و اگر آن قافله را قافله عشق خواندیم در سفر تاریخ، یعنی همین.

 

لیرغب المؤمن فی لقاء ربه... عجب رازی در این رمز نهفته است! كربلا آمیزه كرب است و بلا... و بلا افق طلعت شمس اشتیاق است. و آن تشنگی كه كربلاییان كشیده اند، تشنگی راز است. و اگر كربلاییان تا اوج آن تشنگی ـ كه می دانی ـ نرسند، چگونه جانشان سرچشمه رحیق مختوم بهشت شود؟ آن شراب طهور كه شنیده ای بهشتیان را می خورانند،‌میكده اش كربلاست و خراباتیانش این مستانند كه اینچنین بی سرودست و پا افتاده اند. آن شراب طهور را كه شنیده ای، تنها تشنگان راز را می نوشانند و ساقی اش حسین است ؛ حسین از دست یار می نوشد و ما از دست حسین.

 

الا یا ایها الساقی ادر كأساً و ناولها

كه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشكلها

 

عمر بن سعد ابی وقاص نخست مایل نبود كه امر میان او و امام حسین(ع) به پیكار كشد... هر كسی را لیله القدری هست كه در آن ناگزیر ازانتخاب خواهد شد وعمر سعد را نیز ساعتی اینچنین فراخواهد رسید. اما اكنون او می گریزد و دهر نیز در كمینش، كه او را به این لیله القدر بكشاند. عمربن سعد فرزند سعد ابی وقاص است، فاتح قادسیه، و یكی از آن ده تنی كه می گویند رسول خدا هنگام مرگ از آنان رضایت داشته است. هنوز نیم قرن از رحلت رسول خدا نگذشته، این پسر سعد ابی وقاص است كه در برابر فرزند رسول الله(ص) و وصی او ایستاده است. ابن سعد تلاشی بسیار كرد تا كارش به پیكار با حسین بن علی(ع) نكشد، اما دهر هیچ كس را نا آزموده رها نمی كند ؛ صبورانه در كمین می نشیند تا تو را به دام امتحان درآرد و كارت را یكسره كند كه ان ربك لبالمرصاد. از گفت و گوهایی كه پیش از تاسوعا بین ابی سعد و امام گذشته است خوب می توان دریافت كه او كیست. امام می فرماید:« مگر از خدای پروا نداری؟ خدایی كه معادت به سوی اوست. عزم پیكار بامن كرده ای حال آنكه مرا نیك می شناسی و می دانی كه فرزند كیستم. بیا و این قوم را واگذار و با من همراه شو تا به خدا نزدیك شوی.» ابن سعد گاهی مایملكش را بهانه كرد و گاهی خانواده اش را... تا اینكه امام امید از او بازگرفت و برخاست كه بازگردد در حالی كه می گفت:« چه می اندیشی؟ آیا نمی دانی كه به زودی تو را در بستر خواهند كشت و در قیامت نیز رحمت خدا از تو دریغ خواهد شد؟امیدوارم كه از گندم عراق جز اندك زمانی بهره مجویی.» و این سخن دامی است كه دهر در كمین ابن سعد گسترده است تا لب به تمسخر بگشاید كه:« اگر به گندم دست نیافتم، جو كه هست!» و با این سخن به پرتگاه لعنت خدا در افتد. آیا هنوز عمرسعد را امید نجاتی هست؟ تلاش امام برای آنكه عمرسعد را از ورطه ای كه در آن گرفتار افتاده بود نجات بخشد به جایی نرسید. در تاریخ ها آمده است كه امام تا پیش از عصر تاسوعا بارها با او به گفت و گو نشست و اگر چه از آنچه دراین دیدارها گذشته است جز همان مختصر كه ذكر شد هیچ چیز نمی دانیم، اما سیره سیاسی امام حسین(ع) از آنچنان روشنایی و صفایی برخوردار است كه هیچ جای شبهه ای باقی نمی گذارد.

 

راوی

 

پر روشن است كه امام حسین(ع) در مرداب وجود عمر سعد به جست و جوی كدام گوهر نابی آمد است: شاید در این مرداب كه روزگاری با اقیانوس های آزاد پیوند داشته است هنوز نشانی از حیات باشد، شاید در این مدفن تاریكی كه عمرسعد فطرت الهی خویش را در آن به خاك سپرده است هنوز روزنه ای رو به آفتاب گشوده باشد.امام آفتاب كرامتی است كه خود را از ویرانه ها نیز دریغ نمی كند. آسمان را دیده ای كه چگونه در گودال های حقیر آب نیز می نگرد؟ آب را دیده ای كه چگونه پست ترین دره ها را نیز از یاد نمی برد؟ چگونه می توان كار پاكان را قیاس از خود گرفت؟‌ امام رابا خداوند عهدی است كه غیر او را در آن راهی نیست، و بر همین پیمان است كه امام پای می فشارد.نه، این راز نه رازی است كه با من و تو درمیان نهند. ولایت امام بر مخلوقات ولایت خداست، یعنی همه ذرات عالم، از پای تا سر، بقایشان به جذبه عشقی است كه آنان را به سوی امام می كشد، اما خود از این جذبه بی خبرند. اگر او كشكشانه ما را به كوی دوست نكشد و بر پای خویش رهایمان كند، یاران، همه از راه باز می مانیم. آسمان را دیده ای كه از او بلندتر هیچ نیست، اما درگودال های حقیر آب نیز می نگرد؟ امام در مرداب وجود عمرسعد در جست و جوی نشانی از دریاست، دریای آزاد، دریایی كه به اقیانوس راه دارد. زهیر بن قین هر چند خود نمی خواست، اما امام آن عهد فراموش شده را با او تازه كرد.

 

عمرسعد نمی خواست كه كار او با امام به پیكار بینجامد. این حقیقت از مَطلع نامه ای كه برای ابن زیاد نگاشته معلوم است:« خداوند آتش را خاموش كرد و اتفاق برقرار شد و كار امت به صلاح آمد.»... با این همه قصد دارد كه باطن خویش را از ابن زیاد كتمان كند. اما ابن زیاد زیرك تر از آن بود كه فریب عمرسعد را بخورد و گفت:« این نامه مرد خیرخواهی است كه امیر خویش را اندرز گفته و دل بر قوم خویش سوزانده است.» دست تقدیر همه لوازم را یكجا گرد آورده است تا آنچه باید، به انجام رسد. «شمر بن ذی الجوشن » نیز حاضر است تا ابن زیاد را با سخنان خویش در آنچه قصد كرده است تشجیع كند... اگر خداوند انسان را رها كند،‌دهر نیز با او همداستان می شود. اما به راستی مگر تا كجا می توان شرور بود كه خداوند انسان را در كاری اینچنین زشت یاری كند؟ شمر از جانب ابن زیاد مأمور شد تا امریه او را به عمر سعد برساند و اگر آن شوربخت از جنگ با حسین سرباز زد، خود به جای او بنشیند و عمرسعد را گردن بزند و سرش را برای ابن زیاد بفرستد. او نامه ابن زیاد را به عمرسعد رساند و منتظر ماند تا جواب آن را دریافت كند. ابن زیاد نوشته بود:« من تو را به جانب حسین نفرستاده ام كه دست از او برداری و وقت را بیهوده بگذرانی. بنگر كه اگر حسین و اصحابش تسلیم رأی من شدند، آنان را به مسالمت نزد من گسیل دار و اگر نه... برآنان حمله بر و خونشان را بریز و پیكرشان را مُثله كن كه حق آنها این است. آنگاه كه حسین كشته شد، او را زیر سم ستوران بینداز و بر سینه و پشتش اسب بتاز، كه ناسپاس است و مخالف. من می دانم كه این كار پس ازمرگ او را زیانی نخواهد رساند، اما عهد كرده ام كه با او اینچنین كنم. چنان كه به امرما عمل كنی، پاداشت پاداش كسی است كه مطیع فرمان بوده است، و اگر نه، از مقام خود كناره گیر و امر لشكر را به شمر بن ذی الجوشن بسپار كه باقی را او خود می داند.»

 

عمر بن سعد به روشنی دریافت كه شمربن ذی الجوشن در این میانه چه كرده است.او می دانست كه حسین بن علی تسلیم نخواهد شد. این جمله ای است كه از او در وصف حسین نقل كرده اند كه خطاب به شمر گفته است:« والله همان دلی را كه علی داشت در میان دو پهلوی پسرش نهاده اند.» آنگاه فرماندهی لشكر پیاده را به او سپرد و آماده جنگ شد.» شامگاه تاسوعا عمربن سعد چون قصد كرد كه حمله آغاز كند فریاد كرد:« یا خیل الله، اركبی و ابشری! ـ لشكرخدا سوار شوید؛‌ مژده باد شما را به بهشت.» و عجبا! این همان كلامی است كه پدرش سعد ابی وقاص در جنگ قادسیه بر زبان آورده بود. آیا به راستی عمر بن سعد نمی داند كه چه می كند‌، یا خود را به نادانی زده است؟

 

راوی

 

هنوز نیم قرن از حجه الوداع نگذشته، امت محمد(ص) تیغ بر اوصای او كشیده اند و با نام اسلام، قلب اسلام را كه امام است، می درند! اجسامشان به جانب قبله نماز می گزارند، اما ارواحشان هنوز همان اصنامی را می پرستند كه ابراهیم شكسته بود. اجسامشان به جانب قبله نماز می گزارند، اما ارواحشان با باطن قبله كه امامت است، پیكار می كنند. جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر آن مشرك بت پرست كه در درون آدمی است ایمان نیاورد، چه سود كه بر زبان لااله الا الله براند؟ آنگاه جانب عدل و باطن قبله را رها می كندو خانه كعبه را عوض از صنمی سنگی می گیرد كه روزی پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالی چند روز گرداگردش طواف كند. و ای كاش تا همین جا بسنده می كرد و قلب قبله را با تیغ نمی درید! عجبا! جهان را ببین كه چه سان وارونه می شود! افمن یمشی مكبا علی وجهه اهدی امن یمشی سویا علی صراط مستقیم؟


 
روسياهي ذغال در بهار بيانات رهبري
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۱  

 

 

ياسر انصاري

 

اگرچه ايران، زمستان امسال را سردتر از هميشه تجربه مي كند اما فضاي سياسي آن به سردي نگراييده و بهار بيانات رهبري بيش از همه بر اين گرما افزوده است.

 

رهبر انقلاب طي سفر استاني سال جاري خود به استان يزد، نكات مهمي را متذكر شدند كه في الجمله فصل الخطاب بود و برخي از آنها نيز تاكنون به اين صراحت بيان نشده بود.

 

شايد نقطه اوج اين روشنگريها را بتوان در سخنراني تفصيلي رهبري در جمع دانشجويان دانشگاههاي يزد جستجو كرد. تحليل سير پرونده هسته اي، حمايت از دولت، گلايه از منتقدان بي انصاف، رابطه با امريكا، تأكيد بر اعتماد به نفس ملي و پرهيز از ايجاد يأس، محورهاي اساسي بيانات ايشان را شكل مي داد.

 

رهبر انقلاب براي نخستين بار از لفظ "عقب نشيني" براي سياستهاي تيم سابق هسته اي استفاده و تأكيد كردند كه به اين طيف هشدار داده بودند در صورتيكه اين روند ادامه پيدا كند، خود وارد ميدان خواهند شد و روند عقب نشيني را به پيشرفت تبديل مي كنند و چنين هم شد. عقب نشيني 2 ساله، البته داراي 2 فايده نيز بوده است. اول اينكه افكار عمومي دنيا را مجاب مي سازد كه در قبال اين 2 سال تعليق و تعطيلي كامل فعاليتهاي هسته اي نه تنها امتيازي به ايران داده نشد بلكه خواستار تعطيلي كامل فعاليتهاي هسته اي شدند و دوم اينكه مخالف خوانان هميشگي ديپلماسي استقامت، بهانه اي نخواهند داشت. هر چند كه اين طيف از سرمايه اي به نام "گستاخي" آنقدر بهره مند هستند كه به روي خود هم نياورده و همسو با غرب، باز هم خواستار تعليق كامل فعاليتهاي هسته اي شوند. (نگاه كنيد به نامه اخير 333 نفره)

 

رهبري در اين سفر تأكيد ويژه اي بر اعتماد به نفس ملي داشتند. "ما مي توانيم" شعار محوري دولت نهم برگرفته از آرمانهاي انقلاب بود كه طي سالهاي پس از جنگ به تدريج به محاق خودكم بيني رفته بود.

 

رهبر انقلاب 3 مانع اصلي اين اعتماد به نفس را "القاء يأس"، "اشكال تراشي غيرمنطقي" و "هوچي گري مطبوعاتي" برشمردند.

 

ايشان در تبيين هريك از اين موارد به نكاتي اشاره كردند كه العاقل يكفيه الاشارة و ضمير اين جملات به راحتي مي تواند مخاطب يا مخاطبانش را بيابد.

 

درخصوص القاء يأس به نامه جمعي از فيزيكدانان اشاره كردند. اين نامه كه در حقيقت توسط احمد شيرزاد عضو شوراي مركزي حزب مشاركت نوشته شده بود، ادعا مي كرد ايران توان ساخت نيروگاه ندارد، منابع اورانيوم به اندازه كافي وجود ندارد و اساساً با وجود ذخاير نفتي نيازي به نيروگاه هسته اي نيست.

 

رهبري در اين ديدار براي نخستين بار از پشت پرده مذاكرات هسته اي دولت سابق نيز مطالبي بيان كردند: «هى فشار آوردند كه بايد اين را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد. رسيدند به كارخانه‏ى يو.سى.اف اصفهان، گفتند: اين را هم بايد تعطيل كنيد. آن مقدمات اوّلى است. بنده آن وقت به مسئولين گفتم كه اگر اين حرف را گوش كرديد، فردا خواهند گفت بايد معادن اورانيوم را هم كه توى اين كشور هست، كلاً يك‏جا جمع كنيد بدهيد به ما، تا خاطرجمع شويم كه شما نميخواهيد بمب اتم بسازيد! ... اول گفتند موقت تعليق كنيد، گفتند تعليق داوطلبانه بكنيد؛ ما هم به خيال موقت و به خيال داوطلبانه، تعليق كرديم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعليق آمد، يك قرشمال بازى‏اى در سطح دنيا درست كردند - در سطح مطبوعات و رسانه‏ها و محافل سياسى - واى، داد، داد، ايران ميخواهد تعليق را بشكند! تعليق شد يك امر مقدس كه ايران اصلاً حق ندارد نزديكش برود! ما اين را تجربه كرده‏ايم؛ ديگر، تجربه‏ى جديدى نيست. آخرش هم گفتند: اين تعليق موقت كافى نيست؛ اصلاً بايد بكلى بساط اتمى را جمع كنيد. همين اروپائى‏ها كه ميگفتند شش ماه تعليق كنيد، وقتى اين كار را كرديم، گفتند بايستى جمع كنيد! اين فرايند عقب‏نشينى، اين فايده را براى ما داشت؛ هم براى خود ما تجربه شد، هم براى افكار عمومى دنيا تجربه شد. ليكن عقب‏نشينى بود ديگر؛ عقب‏نشينى كردند.

من همان وقت هم در جلسه‏ى مسئولين - كه از تلويزيون پخش شد - گفتم اگر چنانچه بخواهند به اين روند مطالبه‏ى پى‏درپى ادامه بدهند، بنده خودم وارد ميدان ميشوم؛ همين كار را هم كردم. بنده گفتم كه بايستى اين روند عقب‏نشينى متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروى، و اولين قدمش هم بايد در همان دولتى انجام بگيرد كه اين عقب‏نشينى در آن دولت انجام گرفته بود؛ و همين كار هم شد. در زمان دولت قبل، اولين قدم به سمت پيشرفت برداشته شد.»

 

رهبر انقلاب در بخش ديگري از بيانات خود اظهارات قبلي رئيس جمهور را كه با واكنش حسن روحاني مسئول تيم سابق هسته اي روبرو شده بود، بيان كردند: «ببينيد فاصله‏ى اينها خيلى زياد است. يك روزى بود كه اينها حاضر نبودند پنج عدد سانتريفيوژ را تحمل كنند. مسئولين گفتگو و مذاكره‏ى با اروپا حاضر شده بودند بيست تا سانتريفيوژ را نگه دارند، آنها گفته بودند نميشود؛ گفته بودند پس لااقل پنج تا، گفته بودند نميشود. اگر ميگفتند يكى، باز هم ميگفتند نميشود! امروز سه هزار تا سانتريفيوژ دارد كار ميكند، مبالغ زيادى هم آماده‏ى كار گذاشتن است. ميگويند در همين حد متوقف شويد. اين هم يكى از ناكامى‏هاى آمريكاست.»

 

حسن روحاني هنگاميكه رئيس جمهور چندي پيش اين جملات را گفته بود، ادعا كرد چنين مسئله اي واقعيت ندارد.

 

رهبر انقلاب درباره رابطه با امريكا هم نكات مهمي بيان فرمودند و به اين مسئله از دريچه هزينه- فايده پرداخته و ضمن تأكيد بر اينكه اين رابطه در حال حاضر براي ملت ايران مضر است، خاطرنشان كردند هرگاه اين رابطه مفيد باشد خود نخستين كسي خواهند بود كه براي آن پيشقدم مي شوند.

 

بنابراين، مسئله رابطه با امريكا داراي حسن و قبح ذاتي نيست و چنانچه فايده آن بر هزينه اش، مقدم و اضافه شود، منطق عقلايي اجتناب از آن را جايز نمي داند.

 

رهبري به برخي ادعاها درباره اينكه بعضي از اظهارات رئيس جمهور مايه افزايش دشمني امريكاست نيز پاسخ دادند: «ميگويند: چرا جلب دشمنى آمريكا را ميكنيد؟ مثلاً فرض كنيد حالا رئيس جمهور تعبير تندى ميكند، ناگهان آقايانِ به اصطلاح عقلا ميگويند اين تعبير تند بود؛ اين دشمنى آمريكائى‏ها را جلب ميكند. نه آقا! دشمنى آمريكائى‏ها تابع اين الفاظ و تعبيرات نيست. دشمنى، دشمنىِ اصولى است. اين دشمنى در زمانهاى مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمنى بوده»

 

استفاده از تعابيري نظير ماجراجويي و سخنان آتشين براي ديپلماسي دولت، نه تنها از سوي جريان ضداصولگرا بلكه از سوي برخي شخصيتها و رسانه هاي منتسب به اصولگرايان نيز گاه نسبت داده مي شود. سال گذشته روزنامه هاي همشهري و جمهوري اسلامي در مواجهه با سخنان رئيس جمهور در يكي از سفرهاي استاني از اين ادبيات استفاده كرده بودند.

 

همچنين با وجودي كه پس از انتشار گزارش اطلاعاتي امريكا طيف موسوم به اصلاح طلب ترجيح داده است موقتاً از حربه پر رنگ كردن خطر نظامي و معرفي كردن خود به عنوان ناجي خودداري كند اما رهبر انقلاب در بخش ديگري از بيانات خود به اين ادعا و نظاير آن درباره ويژه بودن شرايط كشور نيز پاسخ گفتند: «حداقل در طول هجده سال اخير، يعنى از بعد از پايان جنگ تحميلىِ هشت ساله تا امروز، هميشه اين خطر وجود داشته؛ يعنى هميشه ملت ايران تهديد ميشده، كه ممكن است اينها حمله‏ى نظامى بكنند؛ مال امروز نيست. آن چيزى كه ميتواند خطر دشمن را ضعيف كند، نمايش قدرت شماست، نه نمايش ضعف شما. نمايش ضعف شما دشمن را تشجيع ميكند. آن چيزى كه ممكن است جلوى خودسرى و خودكامگى دشمن را بگيرد، اين است كه احساس كند شما قدرتمنديد. اگر احساس كند ضعيفيد، بدون مانع، هر كارى كه بخواهد بكند، ميكند.»

 

ايشان در تشريح دومين مانع اعتماد به نفس به اشكال تراشي غيرمنطقي اشاره كرده و فرمودند: «متأسفانه راجع به اغلب تصميمات دستگاه اداره‏ى كشور از سوى يك عده مخالف‏خوان اشكال‏تراشى ميشود؛ اشكال‏تراشى‏هاى غير منطقى. اگر تصميم اقتصادى است، اگر تصميم سياسى است، اگر تصميم در حوزه‏ى مسائل هنرى و فرهنگى است، اگر تصميم در حوزه‏ى مسائل بين‏المللى است، به خصوص نسبت به دولت - حالا نسبت به رهبرى يك مقدار رودربايستى‏اى هست و يك چيزهائى را ملاحظه ميكنند - آزاد، راحت و با اهانت مطالبى ميگويند. اين كارها زشت است. ... دولت تصميم اقتصادى ميگيرد، اعتراض پشت سر اعتراض، آن هم با لحنهاى اهانت‏آميز؛ تصميم سياسى ميگيرد، همين طور؛ تصميم بين‏المللى ميگيرد، همين طور؛ به فلان سفر ميرود، همين‏طور؛ به فلان سفر نميرود، همين طور. وقتى ما سوار اين اتوبوس شديم و به اين راننده اطمينان كرديم، ديگر سر هر پيچى كه نبايد گفت آقا مواظب باش، آقا دستم فلان شد، دلم لرزيد. خب دارد رانندگى ميكند، ميرود ديگر. اين در حالى است كه اين دولت انصافاً دولت پركار و در بعضى از خصوصيات نمونه است. اينكه به همه‏ى شهرها ميروند، اين خيلى براى من مهم است؛ خيلى براى من جالب است.»

 

رهبري براي چندمين بار به تقدير از سفرهاي استاني دولت پرداختند: «رئيس جمهور، وزير و مديران ارشد اجرائى كشور به شهرهاى مختلف ميروند. اين رفتن به شهرها خيلى تأثير دارد. بعضى ميگويند آقا ما گزارشها را كه ميخوانيم؛ نه، گزارش خواندن فرق ميكند با رفتن. شايد بيش از اغلب مديرها براى من گزارش مى‏آيد. وقتى انسان ميرود به يك شهرى، ميرود به يك استانى، مى‏نشيند با يك مردمى، مى‏نشيند با يك مجموعه‏ى جوانى، مى‏بيند گزارشها با آنچه كه واقعيت است، تفاوتهائى دارد. انسان آنچه كه مى‏بيند و ميشنود، از گزارش خيلى باارزش‏تر است. اين كار را امروز دولت دارد ميكند. به همه جاى كشور سفر ميكنند. يك گوشه‏اى از اين را ميگيرند، تبديلش ميكنند به نقطه‏ى ضعف و ايراد گرفتن. چرا در اين سفر صد تا مصوبه داشتيد؛ در حالى كه پنجاه تايش بيشتر قابل عمل نيست؟ خيلى خوب، حالا پنجاه تايش عمل بشود؛ اين بهتر از هيچى نيست؟ اينها ايجاد يأس است. ايرادتراشى‏هاى بيخود: چرا به فلان سفر رفتيد؟ چرا به فلان سفر نرفتيد؟ اينها اشكال‏تراشى‏هائى است كه يأس‏آفرين است. عرض كردم؛ اغلب كسانى هم كه اين كار ميكنند، توجه ندارند به دنباله‏ى كارشان. بالاخره هر دولتى ضعفى دارد. نه اينكه اين دولت ضعف ندارد؛ چرا، ضعف و خطا دارند؛ مثل بقيه‏ى دولتها. بنده‏اى كه ميخواهم خطا بگيرم، مگر خودم خطا ندارم؟ خطاهاى ما الى ماشاءاللَّه؛ يكى دو تا كه نيست. انسان جايزالخطاست؛ بايد تلاش كند خطا نكند يا كمتر بكند. كسانى هم كه خطاى طرف مقابل را مى‏بينند، بايد دلسوزى كنند و خطا را به گوش او برسانند؛ اما هوچيگرى كردن، مردم را دلسرد كردن، اعتماد به نفس مردم را شكستن، آنها را نااميد كردن نسبت به آينده، هيچ روا نيست.»

 

ايشان خطاب خود را به همه از جمله "مطبوعات، رسانه‏ها، مسئولين، كسانى كه منبرهاى گوناگون خطابه و سخن گفتنِ با مردم را دارند؛ در مجلس، در نماز جمعه، در جاهاى ديگر، در دانشگاه‏ها" دانستند.

 

مرجع ضمير بيانات فوق در ميان طيف وسيعي كه كمر به زمين زدن دولت بسته اند، روشن است اما به نظر مي رسد تبيين چند نكته ضروري باشد:

 

1- در اوج سرماي زمستان، بهار بيانات رهبري روسياهي را به ذغالهايي كه در خيالات خود افول حمايتهاي رهبري از دولت را آرزو مي كردند، نشاند. اين طيف كه همواره از كنار حاكميت دوگانه نان خورده اند، نمي توانند رابطه ولايي ولي فقيه با رئيس جمهور را هضم كنند و سوداي گسستن اين ارتباط وثيق همچون خوره به جانشان افتاده است.

 

2- براي چندمين بار، حجت بر اصولگراياني كه ادعاي نصب العين قرار دادن بيانات رهبري را دارند، تمام شده است. اشكال تراشي غيرمنطقي، يأس آور و تنها در راستاي خواست دشمن است. نماينده مجلسي كه با تابلوي اصولگرايي و ادعاي كهنه كاري در عرصه سياست به مجلس رفته اما هنوز از تشخيص اولويتها و نحوه بيان انتقادات و شبهات خود عاجز است، يك روز نامه مي نويسد و رئيس جمهور را براي سفر به اجلاس شوراي همكاري خليج فارس به باد انتقاد گرفته و فردا عذرخواهي مي كند، به تعبير رهبر انقلاب، ناخواسته آب به آسياب دشمن مي ريزد.

 

3- فرآيند عقب نشيني دولت سابق در مسئله هسته اي به فرآيند پيشرفت تبديل شده است. اين فرآيند همانطور كه رئيس جمهور نيز به بياني ديگر گفته بود، ترمز و دنده عقب ندارد و البته فرمان آن در دست انسان صالح و حكيمي همچون رهبر انقلاب است. بنابراين، در حاليكه غرب هم به اين نتيجه رسيده كه توقف هسته اي ايران ممكن نيست، برخي بلندگوهاي داخلي آن نبايد همچنان اميدوار باشند.


 
بيانيه جامعه اسلامي دانشجويان درباره انتخابات
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۱  

 

 

جامعه اسلامي دانشجويان به مناسبت فرا رسيدن محرم و در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي بيانيه اي صادر كرد.

 

به گزارش رجانيوز، متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:

 

انتخابات مجلس شوراي اسلامي آزمون پيش روي ملت ايران در تعيين سرنوشت خود و تحقق سند چشم انداز و اهداف انقلاب اسلامي است. مسأله‌اي كه در اين ميان، موجب دغدغه خاطر دانشجويان مؤمن و انقلابي گشته، رابطة مجلس آينده با دولت كنوني است.

 

واقعيت آن است كه رابطه مجلس فعلي و دولت نهم از همان ابتدا تحت تأثير مسائل سياسي انتخابات رياست جمهوري كه در آن نامزدهاي مورد نظر اكثريت نمايندگان مجلس، اقبال اكثريت مردم را بدست نياوردند، شكل گرفت. عدم رأي اعتماد به چهار وزير پيشنهادي رئيس جمهور و تغييرات مؤثر در لوايح بودجة دولت و ديگر مخالفت‌ها با عملكرد دولت، همگي در مجلسي اتفاق مي‌افتد كه به اصولگرايي شناخته مي‌شود. ورود نمايندگان مجلس به مسائلي مانند تغيير ساعت، كت و شلوار پوشيدن ملوانان انگليسي، چگونگي حضور رئيس جمهور در اجلاس اتحادية عرب (در قالب نامه شديد اللحن دكتر احمد توكلي به رئيس جمهور) و ... مواردي است كه باعث مي‌شود نمرة قابل قبولي به همدلي و هماهنگي مجلس و دولت داده نشود و با توجه به در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري ممكن است نه تنها رابطة‌ مجلس آتي با دولت فعلي از اين نيز تيره‌تر شود، بلكه نمايندگان مجلس وقت و نيروي خود را صرف تبليغات براي نامزدهاي مورد نظر خود نمايند.

 

براستي كساني كه امروز مدعي اتحاد اصولگرايان شده اند، روز رأي اعتماد به وزراء و پس از آن كجا بودند؟! نوش‌دارو پس از مرگ سهراب چه نتيجه دارد؟! احزاب مدعي اصولگرايي در حالي دم از اتحاد اصولگرايان مي‌زنند كه مجلس‌نشينانِ هم‌خطِ آنها، لوايح دولت را مانند رفع مظلوميّت از بخش فرهنگ، رد مي‌كنند! رويه‌اي نيز كه چندی است در عملكرد مجلس رُخ مي‌نماياند، اقدام مجلس در موظف كردن دولت به فُلان كار و لغو بهمان تصميم دولت (مانند تصميصم رئيس جمهور مبني بر ادغام 28 شوراي عالي در 4 شورا) مي باشد. آيا مجلس رسالت خود را "نظارت بر جهت‌گيري‌هاي كلان قوا" كه مقام معظم رهبري در بيانات‌شان در جمع مردم يزد نيز بدان اشاره نمودند، مي‌داند يا "كارتراشي" و "تصميم لغو كني"؟! مردم بايد تكليف اين وضعيت را روشن كنند.

 

يكي از آفات گريبان‌گير فضاي سياسي كشور، سر برآوردن گروه‌هايي تحت عنوان اصولگرايي و با القابي مانند تحول‌خواه، مستقل و ... مي‌باشد كه حال مي‌خواهند با راهكارهايي مانند 6+5 آن را وصله پينه كنند. حضرت امام (ره) مي‌فرمايند: «همان‌طور كه بارها گفته‌ام، مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيّم ندارند و هيچ فرد و يا گروه و دسته‌اي حق تحميل فرد يا افرادي به مردم را ندارد» [2]. «همانطوري كه مكرّر من عرض كرده‌ام، و سايرين هم گفته‌اند، انتخابات در انحصار هيچ‌كس نيست. نه در انحصار روحانيين است؛ نه در انحصار احزاب است؛ نه در انحصار گروه‌هاست. انتخابات مال همة مردم است. مردم سرنوشتِ خودشان، دست خودشان است» [3]. لذا ائتلاف‌هايي كه تشكيل مي‌شود، قراردادي است ميان همان كساني كه در آنها شركت مي‌كنند.

 

متأسفانه آنچه كه امروز به نام نقّادي نسبت به عملكرد دولت انجام مي‌گيرد، اغلب عيب‌جويي و مچ‌گيري است كه با هدف ايجاد يأس در مردم و روي‌گرداني آنها از دولت صورت مي‌گيرد. فعاليت‌هاي دولت نيز بازتاب لازم در رسانه ملي ندارد؛‌ گويي دولتي كه با 17 ميليون رأي روي كار آمده، جزئي از ملت نيست!

 

امروز صدا و سيما دانسته يا ندانسته مجري اوامر فرهنگي و سياسي حزب كارگزاران گشته است. رسانه‌اي كه مي‌بايست عامل تقويت اعتماد به نفس ملي باشد، سريالي با آن ويژگي‌ها پخش مي‌كند و با عدم توصيه به كودكان، آنها را براي تماشا حريص مي‌كند؛ چراكه به فرمودة امام علي(ع): «الانسانُ حَريصٌ علي ما مُنِعَ». ديگران زنان‌شان را در قامت جواهري در قصر به تصوير مي‌كشند؛ ما زنان‌مان را چگونه به تصوير مي‌كشيم؟! امروز دشمن به خوبی دريافته که از دامن زن، مرد به معراج مي‌رود. چرا نمايندگان مدعي اصولگرايي كه به هر بهانة ريز و درشتي مدعي دولت شده و حتي تصميمات آن را لغو مي‌كنند، سكوت پيشه نموده‌اند؟! ممكن است گفته شود نظارت بر عملكرد صدا و سيما بر عهدة مجلس نيست؛ اما مگر نظارت بر عملكرد دانشگاه آزاد بر عهدة مجلس بود كه با 221 امضا كه تعداد آن - اگر بي‌نظير نباشد-، كم‌نظير است، از رئيس دانشگاه آزاد تجليل كرد؟! آيا اين صدا و سيما همان «دانشگاه»ي است كه امام مي‌خواست؟! البته گاهي نيز يك رسانه از باب «آموختن ادب از بي ادبان» دانشگاه مي‌شود؛‌ دانشگاهي در رشته‌هاي قناعت و ساده زيستي، حجاب و عدم آرايش غليظ، ادب و عفت كلام، وقار و متانت، اسلام انقلابي و انديشه‌‌هاي امام(ره) مانند ولایت فقیه، تكريم توليد داخلي، عدالت‌خواهي و مبارزه با مفاسد، بصيرت سياسي و نگاه كلان به مسائل كشور، دشمن‌شناسي و بررسي جديدترين شيوه‌هاي تهاجم دشمن مانند ناتوي فرهنگي، تكريم فرهنگ روستايي و روستانشيني، تناسب برنامه‌هاي طنز با شعور ملت ايران، دميدن فضائل اهل‌بيتِ امام حسين(ع) مانند حضرت زينب(س) و ياران ايشان مانند حرّ و مادرش، زهير و همسرش و ... در سريال‌هاي دهها قسمتي و ....

 

پدران و مادراني كه مي‌خواهند فرزندان خود را حسيني و زينبي - عليهما السلام- تربيت كنند، برنامه‌هاي صدا و سيما را براي فرزندان‌شان تحليل كنند. امروز بيم آن وجود دارد كساني كه خود را اصولگرا نيز بدانند، به يك معاملة سياسي كه به تضعيف فرهنگ و باورهاي ديني مردم منجر شود، نيز تن دهند. كوته‌فكران در فكر هدايت اذهان عمومي به سمت نامزد مورد نظرشان بوده و دشمن در صدد تضعيف ارزش‌هاي اسلامي و اعتقادات مردم. مردم بايد هوشيار بوده و بدانند بخش‌هايي مانند شبكه‌هاي صدا و سيما و سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در اختيار چه كساني قرار گرفته است. پيشنهاد مي‌شود مسؤولين شبكه‌هاي صدا و سيما از پشت پرده بيرون آمده و مانند مسؤولين دولت به ميان مردم بيايند.

 

مقام معظم رهبري در سفر به استان يزد، ‌دانشجويان را به تشخيص برنامه‌هاي دشمن پس از شكست در مسألة هسته‌اي و راه‌هاي تضعيف اعتماد به نفس ملي فراخوانده‌اند. امروز دشمن دريافته نه با يك احمدي‌نژاد، كه با يك «ملّت» روبروست؛ لذا تضعيف اعتماد به نفس ملي را در دستور كار خود قرار داده است.

 

امروز يكي از اهداف دشمن، انحراف استعدادها و استهلاك قواي سه‌گانه در رويارويي با يكديگر براي عدم كارآمدي نظام است. خواستة‌ دشمن تشكيل مجلسي است كه به جاي همدلي و هماهنگي با ديگر قوا براي حل مشكلات مردم،‌ به رويارويي با آنها برخيزد؛ مجلسي مانند مجلس ششم و شايد مجلس فعلي. مجلسي در برابر ميثاق ملي؛ يعني قانون اساسي مي‌ايستد و مجلسي ديگر در برابر تبلور ارادة ملي. مي‌خواهند اسفنديار عدالتخواهي را جوان‌مرگ كرده تا بگويند دولت حزبي كارآمد نبوده و مردم بايد كيسة گدايي به در خانة احزاب – اين خوانين امروزي- ببرند.

 

اعتماد به نفس ملّی در پرتو توکّل به خدا و تفویض امور به او میسّر می شود؛ انسان باید به خدا متکی باشد. توکّل یعنی واگذار نمودن همه امور به مالک آن و اعتماد نمودن به وکالت او. توکل را همچنین، صرف کردن بدن در عبودیت خدا و پیوند نمودن قلب به مقام ربوبیت حق معنا کرده اند [4]. تفویض نیز آن است که بنده، حول و قوّت را از خود نبیند و در تمام امور، خود را بی تصرّف داند و حق را متصرّف. توکّل شعبه ای از تفویض است [5].

 

مقام معظم رهبري در آن ديدار، يكي از شيوه‌هاي تضعيف اعتماد به نفس ملي را «انحراف استعدادها» دانستند. حال يك سؤال كه به نظر مي رسد جنبة مديريتي دارد، ‌اين است كه چگونه انحراف استعدادها – از جمله استعداد جوانان و تشكل‌هاي دانشجويي – مي‌تواند باعث تضعيف اعتماد به نفس ملي گشته و چگونه مي‌توان از اين انحراف جلوگيري نمود؟

 

يكي از شيوه‌هاي دشمن در تضعيف اعتماد به نفس ملي آن است افرادي را كه در سال‌هاي گذشته در مقابل تهاجم فرهنگي و سياسي دشمن سكوت پيشه نموده و در مسأله هسته‌اي نيز حضوري شورآفرين و مؤثر نداشتند و حيات سياسي آنها به ضرب و زور مطبوعات غيراصولگرا و رسانة قاعدتاً ملي است، به عنوان ريش‌سفيدان و سران جريان اصولگرا معرفي نموده و دانشجويان و جوانان مؤمن و انقلابي را افرادي تندرو معرفي نمايند كه فعاليت‌هاي آنان، وحدت‌شكن و براي نظام هزينه‌زا مي‌باشد. كساني كه ضربِ شصتِ سياسي جوانان اصولگرا را در انتخابات سال 84 چشيده‌اند، مي‌خواهند اصولگرايي به يك حزب، جناح و ائتلاف سياسي تنزّل يابد كه در اين‌صورت، اصولگرايي شادابي و طراوت خود را از دست داده و به رخوت سياسي مبتلا مي‌شود.

 

اعتماد به نفس ملي در پرتو شفافيت صف‌بندي‌ها و شور حسيني تقويت مي‌شود. محرم و صفر ماه بيزاري جستن از كساني است كه ارزش‌هاي اسلامي و دولت اسلامي را ناجوانمردانه آماج تيرهاي زهرآگين خود قرار داده‌اند. آنچنان كه در زيارت عاشورا مي‌خوانيم:

 

«وَ رَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُمْ»

بيزارى از دشمنان شما را روزى من فرمايد

 

آیا بیزاری از افرادی که 1400 سال قبل هلاک شده اند، روزیِ دور از دسترسی است؟!

 

حضرت امام(ره) كه خود در محرم سال 42 در يك سخنراني تاريخي عليه اقدامات شاه و وابستگي به بيگانگان سخنراني نمودند، مي‌فرمايند: «مجلس عزا نه برای این است که گریه بکنند برای سیدالشهداء و اجر ببرند؛ البته این هم هست و دیگران را اجر اخروی نصیب کند؛ بلکه مهم، آن جنبه سیاسی است که ائمه ما در صدر اسلام نقشه اش را کشیده اند که تا آخر باشد و آن، این اجتماعِ تحت یک بیرق، اجتماعِ تحت یک ایده، و هیچ چیز نمی تواند این کار را به مقداری که عزای حضرت سیدالشهداء در او تأثیر دارد، بکند. شما گمان نکنید اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دستجات سینه زنی و نوحه سرایی نبود، 15 خرداد پیش می آمد» [6]. « نه سیدالشهداء احتیاج به این گریه ها دارد و نه این گریه خودش فی نفسه یک کاری از آن بر می آید ... بیخود نمی گویند ائمه ما به اینکه هر کس که بگرید؛ بگریاند یا صورت گریه؛ گریه کردن به خود بگیرد، اجرش فلان و فلان است. مسأله، مسأله گریه نیست. مسأله، مسأله تباکی نیست. مسأله، مسأله سیاسی است که ائمه ما با همان دید الاهی که داشتند، می خواستند که این ملت ها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند؛ از راههای مختلف اینها را یکپارچه کنند تا آسیب نبینند» [7]. «بچه ها و جوان های ما خیال نکنند که مسأله، مسأله ملت گریه است؛ این را دیگران القاء کردند به شماها که بگویید ملت گریه. آنها از همین گریه ها می ترسند؛ برای اینکه گریه ای است که گریه بر مظلوم است؛ فریاد مقابل ظالم است؛ دسته هایی که بیرون می آیند، مقابل ظالم هستند؛ قیام کرده اند. اینها را باید حفظ کنید؛ اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ بشود؛ اینها یک شعائر سیاسی است که باید حفظ بشود. بازیتان ندهند این قلم فرساها؛ بازیتان ندهند این اشخاصی که با اسماء مختلفه و با مرام های انحرافی می خواهند همه چیز را از دستتان بگیرند» [8].

 

منحرفین می گویند اینها استفاده ابزاری از مقدسات و ماکیاولیسم است. در سال‌هاي گذشته كه آقاي مهاجراني بسترساز تهاجم فرهنگي و آقاي بهزاد نبوي صحنه گردان تحركات ساختارشكنانة مجلس شده بودند، همگان فرياد برائت نيروهاي حزب اللّهي را از آنان و هم‌پالكي‌هايشان شنيدند؛ فريادهايي كه ممكن است صبر انقلابي آنها را ماه‌ها در سينه نگه دارد. جبهه‌گيري اهل باطل عليه اهل حق،‌ يك سنت الهي و هميشگي است كه گاه آشكار و گاه در پوشش يك نفاق‌(دورويي) انجام مي‌پذيرد. فريادهاي محرم و صفر، «تيتر يك» روزنامه‌هاي زنجيره‌اي و رسانة ملّي بچه‌هاي حزب اللّهي است و محرم و صفر اين‌گونه اسلام را زنده نگه داشته و اعتماد به نفس ملي را تقويت مي‌كند.

 

ملت شريف ايران! بيش از دوسال است دولت منتخب شما علي‌رغم كارشكني‌ها، تحقيرها و تمسخرهاي احزاب، مطبوعات، رسانه‌ها و باندهاي مافيايي كه يكي از عوامل گراني مسكن مي‌باشند، ايستاده و در خدمت‌رساني به شما كوتاهي چنداني نكرده است؛ اكنون نوبت شماست كه با اعتماد به نفس به ميدان آمده و نمايندگان‌تان را به ياري خادمان‌تان بفرستيد.

 

آرمان انقلاب اسلامي همانگونه كه حضرت آيت الله خامنه‌اي در جمع يزدي‌هاي دارالعباده‌ساز بيان فرمودند، بناي يك «جامعه اسلامي» است كه خداوند در قرآن كريم به بندگان مؤمن و نيكوكارش وعده داده و مردم ايران بايد بكوشند كه آن مؤمنين نيكوكار باشند. «جامعه اسلامي»، جامعه‌اي است برخوردار از علم، عدالت، معنويت، عقلانيت و امنيت؛ جامعه‌اي است كه رفتار و كردار انسان در آن عبادت پروردگار است. در «جامعه اسلامي» هيچ گناهي – اعم از غيبت، فساد اخلاقي، رباخواري، رشوه‌گيري و ... – بطور علني انجام نمي‌شود. در اين جامعه انسان‌ها با يكديگر مهربان بوده و به يكديگر عشق مي‌ورزند؛ جدايي و طلاق در چنين جامعه‌اي مانند شهر يزد در پايين‌ترين حد خود قرار دارد. دارالعبادة يزدي‌ها اعتماد به نفس ملي را در بناي «جامعه اسلامي» تقويت مي‌كند. البته احتمالاً كساني كه در صدد تضعيف اين اعتماد به نفس مي‌باشند، گزارش خواهند داد آمار طلاق و جرم و جنايت در يزد روبه افزايش است!

 

بناي «جامعه اسلامي» در بعد نظري و تئوريك كه قانون‌گذاري مجلس را نيز شامل مي‌شود، در گرو حل دو مسأله مي‌باشد: يكي، تهيّة «نقشة جامع علمي» و ديگري «مهندسي فرهنگي».

 

مهندسي فرهنگي، بستر «عدالت اجتماعي» است. در جامعه‌اي كه بنیان‌هاي خانواده استحكام لازم را نداشته و در معرض تهديد باشد؛ نظام تعليم و تربيت آن اسلامي نباشد؛ بانك‌داري آن ربَوي باشد و ارزش‌هايي مانند فداكاري، خلوص، صفا، صميميت، قناعت، ساده‌زيستي، ‌وفاداري، صداقت، يك‌رنگي، گذشت، جوان‌مردي و عشق و مهرورزي تقويت نشود،‌ نه تنها عدالت اجتماعي محقق نخواهد شد، بلكه هر روز بايد شاهد مفاسد اقتصادي و اجتماعي بود. آيا رفاه و رشد اقتصادي، غربي‌ها را از فساد بازداشته است؟! البته اين بدان معنا نيست كه با مفاسد اقتصادي و اجتماعي برخورد نشده و رفاه حداقلي مردم، که آن هم مقدمه عبادت پروردگار است، تأمين نشود.

 

ان شاءا... ملت ايران، تحت عنايات الاهي، ادعية حضرت بقيه ا... الاعظم و هدايت‌هاي رهبر معظم انقلاب اسلامي اين امتحان الاهي را نيز با سلامت پشت سر نهاده و انتخابات را وسيلة كارآمدي بيش از پيشِ نظام اسلامي قرار خواهد داد.

 

اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان


 
 
ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۱  

  مرتضی آقاتهرانی كانديدا شد


حجت الاسلام مرتضی آقاتهرانی در حاشیه ثبت نام خود در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که بر اساس وظیفه دینی، شرعی و انقلابی و با تصمیم خود در این دوره از انتخابات کاندیدا شده است.


به گزارش مهر، این استاد اخلاق در پاسخ به سئوال خبرنگار مهر مبنی بر اینکه آیا کاندیدای جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم است یا خیر گفت: بنده به وظیفه دینی، شرعی و انقلابی خود عمل کرده و در این انتخابات ثبت نام کرده ام.

 

وی افزود: اگر احساس کنم که به درد مجلس نمی خورم به طور قطع انصراف می دهم و اگر کسی بهتر از من باشد شرعا وارد انتخابات نخواهم شد.

آقا تهرانی اظهار داشت: با تصمیم خود در این انتخابات ثبت نام کردم اما مشورت هایی هم با برخی دوستان انجام می دهم.

 

وی که تدریس درس اخلاق به کابینه دولت نهم را بر عهده دارد در پاسخ به سئوال خبرنگاری که از او نظر احمدی نژاد در مورد کاندیداتوریش را پرسید گفت: آقای احمدی نژاد خیلی دوست داشت که بیایم و قطعا مشورت هایی هم با وی خواهم داشت.

 

مرتضی آقاتهرانی با بیان اینکه احمدی نژاد خدمت گذاری واقعی است گفت: دلم می خواهد مجلس هماهنگ با وی عمل کند اگر نظرات رهبری مورد عنایت قرار گیرد مجلس در راستای اصول نظام حرکت کند و دولت نیز همین گونه عمل کند  کارهای بزرگی انجام می شود اما اگر به نظرات ولایت فقیه عمل نکنیم به خود ضربه زده ایم.

 

وی در پاسخ به سئوال خبرنگار مبنی بر اینکه رابطه مجلس هفتم و دولت نهم را چگونه ارزیابی می کنید گفت: بنده در مجلس نبودم و نمی توانم قضاوت رسایی در این زمینه داشته باشم اگر ما ولایت به واقع بپذیریم و دروغ نگوییم و به واقع مسلمانی کنیم قطعا به اهدافمان می رسیم.

 

وی افزود: مجلس ، دولت و قوه قضائیه باید همدیگر را حمایت کنند و در راستای خواست مقام رهبری عمل کنند. اگر این گونه نشود همه نیروهای یکدیگر را از بین می برند.

آقا تهرانی با تاکید بر اینکه هیچ کس نباید دیگری را تخریب کند در پاسخ به این سئوال که آیا دولت برنامه خاصی برای رعایت اخلاق در انتخابات دارد یا خیر گفت: واقعا نمی دانم کاری در این زمینه انجام شده است یا خیر، اما به طور قطع دولت تمهیداتی در این زمینه اندیشیده است.

 

وی در پاسخ به این سئوال که چرا برخی احزاب نسبت به بررسی صلاحیت ها اظهار نگرانی می کنند تصریح کرد: این سئوال را از خود آنها بپرسید . اگر کسی کاری مرتکب نشده است چرا می ترسد . دوستان شورای نگهبان انسانهایی متدین هستند و به طور قطع صلاحیت کسانی که شایستگی لازم را ندارند رد خواهند کرد.

 

آقا تهرانی خاطرنشان کرد: احزاب نیز باید سعه صدر داشته باشند و اگر رد صلاحیت شدند محترمانه آن را بپذیرند.

 

استاد اخلاق کابینه نهم وجود شورای نگهبان و امر نظارت را ضروری خواند و گفت: بنده از کسانی به دولت، مجلس ، قوه قضائیه و شورای نگهبان فشار می آورند خوشم نمی آید و کار آنها را نمی پسندم.


 
انتخابات مجلس هشتم(۱)
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢۸  

با توجه به اينكه انتخابات مجلس شوراي اسلامي ۲۴اسفند امسال بر گزار میگردد ونقش و تاثیر گذاری بی نظیر این نهاد کاملامردمی درسرنوشت نظام وکشور  شایسته است همه آحادملت با حساسیت و تیز بینی این امر بسیار حیاتی را دنبال نمایید تا این امتحان الهی واجتماعی به پدیده مبارکی ختم گردد .دراین راستا ضمن برشماری نکاتی از همه عزیزان در خواست می نماییم بادرج نظرات خود ما وهمه مردم رادرانجام درست این تکلیف مهم یاری نمایند. بی صبرانه منتظر ثبت دیدگاههای شما هستیم .

۱) همانطوریکه به تعبیر امام(س):مجلس عصاره فضایل یک ملت است .میتوان گفت وکیل هر ناحیه نیز آینه فضایل مردم همان ناحیه باشد و این وزن تکلیف رای دهنده را بسیار سنگین میکند اگر خدای نکرده رای ما برخواسته از حب و بغض ها ی بدور از توجیه عقلی وشرعی باشد یقینا در تشخیص اصلح به اشتباه خواهیم افتاد وحاصل این اشتباه منجر تضییع حق الناس خواهد شد وبه اندازه یک رای مسول ومدیونیم

۲) تعهد وخدا ترسی وخدا محوری اولین ومهم ترین شاخصه یک نماینده می تواند باشد.گاهی در تبلیغات چنان وانمود میشود که قابلیت بارز یک نمایند ه ویژگی های غیر از این است مثل تحصیلات .سخنوری .شهرت .... و بعد تعبدی آنچنان تاثیری درکارایی اشخاص ندارد .برای اثبات اشتباه بودن این نظر کافیست نگاهی به خادمان برجسته تاریخ معاصر خود همچون امام خمینی ورجایی ها و.... نماییم و عوامل انحرافهای بزرگ مثل جریان مشروطه رابازخوانی کنیم خواهیم دید که آنچه موجب افزایش برکت وجودی هرانسان است در درجه اول وابسته به  معرفت وبندگی پروردگار عالم است .واضح است توانمندی های علمی و تجربی در درجات بعدی اهمیت برای کارآمدی یک نماینده مهم باشدکه باید حتما در انتخاب لحاظ کردد.البته عزیزان واقف اند منظور از تعبد وخدا محوری اکتفا به صورت ظاهری آن یعنی سجاده نشینی وعبادات ظاهری نیست بلکه بیشتر عبادت عملی یعنی کسب رضای الهی در مسیر خدمت صادقان به مردم مد نظر است .که اگر اینگونه باشد میتوان مطمئن بود قابلیت های چون علم و تجربه در  صراط مستقیم صرف خدمت های بزرگ گردد.   منتظر نظرات با ارزش شما هستیم


 
يادداشتي از پروفسور حميد مولانا:
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٦  

  توجه دنيا به احمدي نژاد

 

 

در سال هاي بعد از خاتمه جنگ جهاني دوم تا به امروز بسياري از رهبران سياسي و برجسته جهاني در نشست ساليانه مجمع عمومي از تريبون سازمان ملل سخنراني كرده اند. «نهرو» از هند، «تيتو» از يوگسلاوي، «ناصر» از مصر، «كاسترو» از كوبا، «خروشچف» از شوروي، «كندي» از آمريكا و... ولي هيچ كدام نتوانستند همچون دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور ايران، توجه اقشار مردم و دولتمردان را به خود جلب كنند. خروشچف در دهه 1960 در يكي از جلسات مجمع عمومي حتي با مشت زدن روي ميز كوشش كرد توجه جهانيان را به خود جلب كند ولي نه خشم و عصبانيت او به عنوان رهبر يك ابرقدرت و نه فرياد كاسترو به عنوان رهبر يك انقلاب سوسياليستي و نه طنين ضداستعماري نهرو و ناصر و تيتو توانست آن انعكاس و بازتاب و تاثيري را كه سخنان دكتر احمدي نژاد ايجاد كرده است، به وجود آورد.

 

اين قضاوت و ارزيابي من تنها مبني بر قرائت و مطالعه تاريخ روابط بين الملل و سازمان ملل نيست بلكه بيش از همه برپايه مشاهدات خود به عنوان استاد و پژوهشگر به مدت 50سال در واشنگتن و نيويورك است. شما بايد آن روزها در صحنه حاضر مي بوديد تا بتوانيد هرچه بهتر وسعت و عمق درياي سياسي امروز را كه بازيگران قدرت در آن غوطه ورند تشخيص دهيد. هوش و ذكاوت دكتر احمدي نژاد و تدبير و شجاعت و صلابت وي را بايد در چهارچوب اين تلاطم جهاني درك كرد. علاقه من به مشاهده و مطالعه جايگاه او در روابط معاصر بين المللي تاثير آني و كوتاه مدت آن نيست بلكه اثر تاريخي، درازمدت، و مداوم آن در سطوح ملي و بين المللي است. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران و امام خميني(ره) هيچ رئيس جمهور ايران به اندازه دكتر احمدي نژاد مورد توجه جهانيان قرار نگرفته است. پس مي توان پرسيد كه چرا دنيا به احمدي نژاد توجه دارد؟

 

(1) نوانديشي، عدالت خواهي، و توحيدگرايي سه محوري است كه دكتر احمدي نژاد بر آن تكيه دارد. به عبارت ديگر، در دنيايي كه يك ابرقدرت و امپراتوري مانند شوروي سرنگون شد و يك ابرقدرت و امپراتوري ديگر مانند آمريكا در آستانه افول است، در دنيايي كه رهبران آن مقابل ظلم و بي عدالتي سخن جديدي ندارند و سازمان هاي بين المللي مقابل زورگويي و قانون شكني و جنگ سكوت اختيار كرده اند، و در دنيايي كه اغلب سران مشروعيت خود را از دست داده و مورد اعتماد مردم خود نيستند، در چنين محيطي دكتر احمدي نژاد پيام قابل شنيدني دارد گرچه محتويات آن به گوش و مذاق بعضي سنگين و تلخ به نظر برسد. او مسائل و موضوعاتي را در سطح بين المللي مطرح مي كند كه ديگران از اظهار آن ابا داشته و خودداري مي كنند. دكتر احمدي نژاد دنبال ريشه هاي درخت اختلاف و كشمكش است و نه شاخه هاي آن. او نظريه ها، فرضيه ها و پيش فرضيه هاي حاكم بر نظام جهاني را زير سؤال مي برد و خواستار تأمل و تفكر در آنها مي شود.

 

(2) در دهه هاي 1950 و 1960 اين «تيتو» و «نهرو» بودند كه بقيه دنياي به اصطلاح سوم را با همقطاران و همفكراني مانند كاسترو و ناصر و سوكارنو و نكرومه عليه آمريكا و شوروي بسيج كردند. ولي خط مبارز اين رهبران آنروزي دنيا را سكولاريسم، ملي گرايي، سوسياليسم و خودكفايي تشكيل مي داد. امروز مرزهاي روابط بين المللي و موضوعاتي كه در دستور روز قرار گرفته است با گذشته فرق مي كند. نيم قرن پيش چه كسي فكر مي كرد كه دين و معنويات، اسلام و اديان الهي، فروپاشي خانواده، محيط زيست، انرژي اتمي، و كاهش منزلت زن، موضوعات مطرح شده در سطح جهاني و سازمان هاي بين المللي را تشكيل دهد. ما امروز شاهد تشكل يك فرهنگ مقاوت عليه سلطه گرايي هستيم. اين فرهنگ مقاومت در همه قاره ها در حال رشد و نمو است چيزي كه دكتر احمدي نژاد در سخنراني سازمان ملل خود از آن به نام «جبهه همبستگي براي صلح» نام برد. اين فرهنگ مقاومت را به خوبي مي توان در فلسطين، در لبنان، در عراق و در كشورهاي آمريكاي لاتين مانند ونزوئلا، بوليوي و در اقصي نقاط آفريقا و آسيا مشاهده كرد. احمدي نژاد امروز پيشگامي در اين جبهه را به عهده گرفته است.

 

(3) امروز جريان سلطه ستيزي در سراسر جهان يك واقعيت انكارناپذير است. جبهه همبستگي براي صلح از نظريه انسان مدار، اخلاقي، سنت گرا، و خودكفا در رشد و توسعه عدالت اجتماعي نشأت مي گيرد و بر محور معنويات و خداشناسي و توحيد مستقر است. فرهنگ مقاومت نيز به دنبال احترام و عزت بشري بوده و به دنبال گفت وگويي است كه حركات انقلاب كنوني در جهان را موجب مي شود. جلوگيري از جنگ و پيشبرد صلح، ايجاد گرايش عمومي به سوي تعامل و سازشكاري و هم زيستي، احترام به فرهنگ و ارزش ها، پشتيباني از نهاد خانواده و اجتماع، نماد و نشانه هاي امروزي اين فرهنگ مقاومت عليه سلطه گرايي است. فرهنگ مقاومت عليه سلطه گرايي در همه جوامع چه غرب و چه شرق، چه شمال و چه جنوب وجود دارد. چهارچوب اخلاقي جبهه همبستگي براي صلح كه فراتر از همه دولت ها و اقوام و ملت ها است بايد مدنظر قرار گرفته و پايه بسيج عمومي براي يك امنيت و توسعه و صلح پايدار باشد.

 

(4) اصالت و نوآوري صحبت هاي دكتر احمدي نژاد همان قدر كه قدرت و مشروعيت سلطه گران و دستگاه هاي تبليغاتي آنها را به تكاپو انداخته است، افكار و مواضع و انديشه هاي او نيز به همان اندازه در بين قشرهاي مختلف ملل، به ويژه گروه هايي كه سال ها تحت استعمار و استثمار بوده اند، هيجان فوق العاده اي ايجاد كرده است. يك نگاه كوتاه به محور سخنراني او در نيويورك اين موضوع را به خوبي به اثبات مي رساند: عدالت به جاي زور و قدرت، كرامت هاي انساني، حاكميت خداپرستي، زورگويي و رويگرداني از خدا به عنوان دو عامل اساسي چالش هاي امروزي، نقض قوانين و حقوق بين الملل توسط قدرت هاي بزرگ، نقض گسترده حقوق بشر توسط آمريكا، فروپاشي خانواده و كاهش منزلت زن، توسعه تروريسم و اشغالگرايي توسط ايالات متحده، هجوم به فرهنگ هاي بومي و تحقير ارزش هاي ملي، گستره فقر و بي سوادي و محروميت از بهداشت در سطح جهاني، ناديده گرفتن ارزش هاي متعالي، ترويج فريب و دروغ و جنگ طلبي، و خاتمه يافتن موضوع هسته اي ايران.

 

دكتر احمدي نژاد خواهان تحول و اصلاحات اساسي و بنيادين در نظام بين المللي است. او معتقد است كه عدالت به جاي قدرت بايد بر نظام بين المللي حكم فرما باشد و بدين ترتيب وي مفاهيم و پيش فرضيه ها و نظريه هاي موجود رئاليسم يا واقعيت گرايي غرب را كه بر محور قدرت مستقر است به چالش مي طلبد. براي او عدالت گرايي و عدالت خواهي تنها مسير بشريت و جامعه انساني به سوي صلح و امنيت پايدار و پويا است. دكتر احمدي نژاد به دنبال شكستن اسطوره هاي سياسي است. از ديدگاه او درك مسئله و مشكل فلسطين درك و كيفيت «هولوكاست» است زيرا توجيه و چگونگي مصيبت بر يهوديان در اروپا و به دست اروپايي ها مشروعيت اشغال فلسطين را توسط صهيونيست ها و غرب به وجود آورد و به تاسيس نظام اسرائيل انجاميد. فلسطيني ها نه در جنگ اروپا و نه در كشتار يهوديان شركت داشتند و امروز مردم فلسطين هستند كه بايد از طريق رفراندوم سرنوشت خود را مشخص كنند. دوران انديشه هاي مادي مبتني بر خودخواهي و سيطره طلبي پايان يافته است و بهتر است اين كشورها به جاي دخالت در امور ديگران به مردم خود برسند چون دنيا نيازي به آنها ندارد.

 

(5) علي رغم تبليغات گسترده اي كه براي مخدوش كردن چهره دكتر احمدي نژاد از طرف دولتمردان و رسانه هاي آمريكا تدارك ديده شده است، تحولات ارتباطات بين المللي و جهاني، دگرگوني هاي زيرساختي اطلاع رساني، پيدايش شبكه هاي جديد رايو- تلويزيون در سطح جهاني، افزايش سرعت توليد و توزيع پيام به طور مستقيم از طريق ماهواره ها، و بالاتر از همه آگاهي و علاقه مخاطبان دنيا به دريافت دست اول و صحيح از مراكز اخبار و گسترش و بهره برداري هرچه بيشتر عموم مردم از اينترنت، همه و همه ميدان عمل را براي رئيس جمهور ايران باز كرده و توازن و كنترل رسانه ها را كه مدت هاي طولاني در انحصار چند كشور غربي به ويژه آمريكا بود متلاشي كرده است.

 

متانت و مهارت دكتر احمدي نژاد در ارتباطات عمومي و ابتكارات اطلاعاتي و مردمي او در حقيقت رئيس جمهور ايران را براي اولين بار به يك رسانه جهاني انساني ارتقا داده است. براي رسانه هاي آمريكا و دنيا اولويت سخنراني و حضور دكتر احمدي نژاد در نيويورك بر نشست مجمع عمومي تقدم داشت. اختصاص خبرهاي روز و ستون مطبوعات به رئيس جمهور ايران نگراني و اضطراب فوق العاده اي در مقامات آمريكايي ايجاد كرده بود كه نظام آمريكا كوشش داشت آن را پنهان نگاه دارد. جنگ سرد بين نظام آمريكا و دكتر احمدي نژاد يك نبرد رسانه اي و اطلاعاتي است و تا امروز رسانه هاي آمريكا هرچه كوشش كرده اند كه رئيس جمهور ايران را به تله بيندازند، خود بيش از همه به تله افتاده اند. دكتر احمدي نژاد در مدت كوتاه اقامت خود در نيويورك كوشش كرد از اين زيرساخت هاي اطلاعاتي و رسانه اي استفاده كرده و از طريق سازمان ملل و تريبون آن پيام خود را به جهانيان برساند و آمريكا را در مقابل كشورهاي جهان قرار دهد. به روايت مطبوعات آمريكا 500ميليون نفر سخنان احمدي نژاد را شنيدند، چيزي كه دهه هاي قبل براي سران دولت ها فقط يك آرزو و رؤيا به نظر مي رسيد. دكتر احمدي نژاد از بي نيازي ايران به تسليحات هسته اي صحبت كرد و موضوع قرار گرفتن ايران و آمريكا در مسير جنگ را كم اهميت دانست.

 

(6) دكتر احمدي نژاد كاركرد نهادهاي مهم غرب را زير سؤال مي برد و آنها را مورد استيضاح قرار مي دهد. حادثه دانشگاه كلمبيا يك اتفاق بزرگ بود كه خود احتياج به يك مقاله جداگانه دارد. آنچه در دانشگاه كلمبيا صورت گرفت حيثيت كل ادعاهاي نظام سلطه و دموكراسي مبتني بر مادي گرايي را به صحنه آورد و نشان داد كه در داخل آمريكا يك سردرگمي بزرگ درباره نوع تعامل با ايران به وجود آمده است.

 

مهرورزي، اعتماد به نفس، و تبحر سخنوري دكتر احمدي نژاد فوق العاده است. او در سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل، اين نشست جهاني را به يك دادگاه بين المللي تبديل كرد كه دادستاني آن را خود به عهده داشت. در دانشگاه كلمبيا خونسردي و متانت و گذشت او تحسين آور بود. حضور او در كلمبيا بحث و گفتماني را در مجالس و محافل فرهنگي و علمي آمريكا شروع كرده است كه به عقيده من سال ها ادامه خواهد داشت. در ملاقات با بيش از 70 نخبه برجسته آمريكايي كه قريب به سه ساعت طول كشيد، دكتر احمدي نژاد نقش يك استاد باتجربه و متبحر را ايفا كرد. و در گفت وگوي خود با علما و دانشمندان اسلامي مقيم آمريكا و در سخنراني خود در كليساي نيويورك با پيشوايان و رهبران ديني مسيحي و يهود نشان داد كه خاورميانه و ايران خاستگاه اديان الهي است و ايمان و عقلانيت منزلتي بس بزرگ در سنت اسلامي دارد. تكيه او بر خداپرستان، عدالت طلبان و مهرورزان بود.


 
مصائب احمدی نژاد
ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢۳  
سادگی می شد حدس زد که پس از فرونشستن سروصداهای حضور احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا و نیویورک،عده ای که به دلیل بالا بودن احساسات مردم نسبت به این حضور و موج مثبتی که این حضور برجای گذاشت نتوانسته بودند عقده های خود را خالی کنند اکنون می توانستند کمی از تاثیر حضور احمدی نژاد در نیویورک بکاهند.

در همین راستا آقای محمد هاشمی - برادر گرانقدر آقای رفسنجانی - با طرح ادعاهای عجیب و شگفت آورپیروزی احمدی نژاد در نیویورک را تنها جنجال رسانه های و القای موفقیت آمیز بودن این سفر را نیز همین جنجال رسانه های داخلی دانست.وی همچنین در اظهار نظر کوشید این گونه القا کند که احمدی نژاد در این سفر نه تنها چیز جدیدی بیان نکرد بلکه همه حرف های گذشته خود را پس گرفت!

اما در یکی دیگر از اظهار نظرهای جالب آقای حسین مر عشی - که با آقای هاشمی در یک حزب مشغول به کار هستند - هم دستاوردهای موفقیت آمیز حضور احمدی نژاد در نیویورک را مانند آقای هاشمی القای رسانه ای توصیف کرده و افزود:((این سفر نه تنها به روند دیپلماتیک حل وفصل پرونده هسته ای کمک نکرده بلکه سیاست مداران زورگوی غرب را برای وارد کردن فشارهای بین المللی و تشدید تحریم ها جدّی تر کرده است))!

این گونه اظهار نظرهای در حالی بیان می شود که بسیاری از تحلیلگران،رسانه ها و کارشناسان که برخی از آنان از تندروترین کارشناسان و رسانه های  غربی هستند تنها پیروز دانشگاه کلمبیا و حضور احمدی نژاد در سازمان ملل را ایران و احمدی نژاد دانسته اند.روزنامه ای مانند هاآرتص و شخص تندرویی مانند جان بولتون از جمله رسانه ها و کارشناسانی هستند که بر پیروزی احمدی نژاد و ایران تاکید کرده اند.

تحلیل مرعشی درباره  این که پس از سخنرانی احمدی نژاد در کلمبیا و سازمان ملل، غربی ها برای تحریم ایران جدی تر شده اند،از همان دسته سخنانی است که بر پایه هوا استوار است.برخی خبرها حاکی از ان بود که پیش از سخنرانی احمدی نژاد در کلمبیا،متن سخنرانی جرج بوش در سازمان ملل کاملا بر ایران متمرکز  و هدف از آن تهدید ایران بوده است که پس از سخنرانی احمدی نژاد در کلمبیا و تاثیرات آن بر رسانه های و مردم جهان و آمریکا،متن سخنرانی جرج بوش تغییر کرد و ایران به جز چند بار در این سخنرانی بیان نشد. 

افرادی مانند حسین مرعشی و محمد هاشمی با این گونه اظهار نظر های غیر کارشناسانه بر این امر صحه می گذارند که برخی از انتقاداتی که بر دولت وارد می شود خارج از دلسوزی و اظهار نظر کارشناسی بلکه از روی غرض ورزی و تامین منافع بیان می شوند.آیا بهتر نبود آقایان مرعشی و هاشمی - که پیش از این دولت احمدی نژاد را دارای هیچ دستاورد مثبتی ندانسته بود!!! - به دور از تنفری که از احمدی نژاد دارند،با کمی فکر کردن و مشورت با کارشناسان اظهار نظر درستی می کردند؟

همه این تحلیل ها از سوی برخی در حالی منتشر می شود که رهبر انقلاب در دیدار با آقای احمدی نژادسفر وی را موفقیت آمیر ارزیابی کردند.اگر برخی واقعا رهبری را قبول داشته باشند باید همه سخنان وی را بپذیرند وگرنه به جای یادداشت برداری از سخنان و مایه گذاشتن از ایشان بهتر است خط فکری خود را مشخص کنند.


 
 
ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢۳  

عطاءالله بيگدلي

 

1- آیا سفر رئیس جمهوری اسلامي ایران به ایالات متحده، نتایجی واقعاً مثبت در پی داشت؟ آیا در دانشگاه کلمبیا به ایران اهانت شد؟ و آیا اصولاً ما با آمریکا سخنی داریم و «می توانیم» با آنان سخن بگوییم و آیا «باید» با آنان سخن بگوییم و آیا مفاهمه ای میان ما ممکن و مطلوب است؟ چه چیزی هست که آمریکائیان نمی دانند و ما باید به آنها تفهیم کنیم و این نادانی از سر عمد است یا دلیل دیگر و...؟

 

2- نگاه اسلام ریشه در تربیت دارد. هدف غایی و نهایی اسلام هدایت است و هدایت از سرزمین تربیت می گذرد. هدایت با نفی شرک آغاز می گردد. بتهای درون شکسته می شوند و الهه ها و بتها و اساطیر اولین نفی می گردند و نسیم توحید از پی ویرانه های شرک می وزد. در این دعوت الی الله، حساب سران شرک و ائمه کفر را باید از عوام اهل کتاب جدا کرد. ما با سران آمریکا سخنی نداریم زیرا آنان نمی خواهند که بفهمند بلکه می دانند و عامدانه در مقابل اهل حق و جبهه الله ایستاده اند. حجت بر آنان تمام است و باب تربیت و هدایت آنان از زمانی که بر روح خدا یورش آوردند و دل پیر جماران را با گرگ صفتی، زخم کردند، بسته شد.

 

منطق میان ما و سران کفر، منطق مبارزه است که هر دو بر راه خود استواریم ما به دنبال کسب قدرت برای محو آنان، و آنان به دنبال فرصتی برای حذف و این جنگی دائم در طول تاریخ بوده است و پیروزی نهایی آن از هم اکنون آشکار، العاقبة للمتقین.

 

3- اما حساب عوام جداست. در کشوری مانند آمریکا که سلطه رسانه سر به فرعونیت گذاشته است، بنی اسرائیل در بند فرعون جهان را آنگونه که الهه فاکس نیوز به تصوير مي كشد، می بینند. چشمان عوام آمریکا امروز CNN و CBS است و هیاهوی غول بزرگ و ماهواره اعظم، سخن حق را دیریاب و زودگم کرده است. عوام نیز دایره ای گسترده دارد و جز لابی صهیونیزم و دستان یهود در ینگه دنیا، بقیه را شامل می شود. در این داستان استاد دانشگاه و دانشجو نیز عوام اند. در این رزمگاه، از هر فرصتی برای سخن گفتن با عوام باید بهره برد و حجاب ماهواره را به کنار زد و رودررو آنچه هست، آفتابی کرد تا دشمنی ها و دوستی ها واقعی شود و جرقه های هدایت و آذرخش های تربیت پراکنده گردد. شاید به جانی نشیند و اسلام خمینی (ره) آنگونه که هست رخ بنماید و دامن ولو یک نفر را بگیرد. اگر این بشود و یک نفر در حجاب نرم افزار، روح بیرون کشد و در سرزمینی که ماشین حاکم آن نیست، چشم گشاید، سفینه ناجی او را خواهد یافت و هدف محقق است.

 

4- ما و سران آمریکا از یکدیگر تلقی نسبتاً درستی داریم. ما کافر به لیبرال دموکراسی و صهیونیزم و اومانیسم هستيم و قیام لله کرده ایم و آنان کافر به شیعه و مجاهد در در راه کفر و سوبژکتیولیسم. فارغ از سخناني مانند انرژی هسته ای و مسأله عراق و گاه حقوق نفس اماره آمریکایی (همان حقوق بشر) اصولاً ما با هم سخنی نداریم. مبانی و اهداف و نتایج اسلام و کفر روشن است و ابهامی در بین نیست. سرنوشت ما و آمریکای راست مسیحی در میدان دیگر آشکار خواهد شد. اما مردمان آمریکا با ایران از در ابهام وارد شده اند. سخن گفتن بی حجاب این مه را رقیق می کند، برای آنانی که اهل حقیقت اند و البته گمراهان را در گمراهی، بلکه کم هدفی خود استوارتر می سازد. باید با آنان سخن گفت، نه از آن روی که بدانند و بیایند و بلکه از آن روی که بدانند و حجت بر آنان تمام شود که هدف اصلی ارسال رسل اتمام حجت است بر منکران و هدایت است برای مؤمنان.

 

5- رئیس دانشگاه اهانت کرد. احمدی نژاد باید می ماند و سخن می گفت یا می رفت و عزت می طلبید؟ او ماند، تواضع کرد و سخن گفت و خوب سخن گفت او عزت را در برابر فرعون برگزید و فروتنی را در مقابل بنی اسرائیل دربند. از هجو ناآگاهی دلریش نشد و زخم زبان ها را خرید تا خرق حجاب ماهواره کند و با آنانی که آنجایند، همان روبرو؛ اتمام حجت کند و ملاک حق و باطل را در تاریخ روشن نگه دارد. اما روزگاری عجیب است که کاسه لیسان فرعون، سخن از حفظ عزت در برابر جاهلان کوچه و خیابان می زنند. این چه رسمی است که اینان از فریاد فرعونیان در هراس اند و دم از مذاکره ذلیلانه می زنند و در برابر بزرگ ترین اهانت های بوش به اسلام و انقلاب، سخن از حفظ نظام و گفتگوی تمدن ها و صلح و تسامح و حفظ خویش می زنند اما در مقابل فریاد کودکی، گریبان عزت می درند که به ایران حکم ناروا رفت. اینان سالهاست شیپور از سرگشاد می نوازند و هرچه حزب الله می کند، سر و صدای اینان بلند است. اگر ذره ای صداقت دارند بر نهیب فرعون سینه ای سپر کنند، نه آنکه از فریاد جاهلی خیابانی، کف غیرت بر دهان آورند. اگر راست می گویند، اکنون رئیس جهل گاه آمریکا در پشت تریبون مشغول فحاشی نه به احمدی نژاد که به اسلام است، و آنان در صف اول مخاطب جورج بوش، برخیزند و به درآیند!


 
وصیت های امیرالمومنین علی علیه السلام
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٧  

 این وصیت، گرچه خطاب به حسنین - علیهما السلام - است ولى در حقیقت‏براى تمام بشر تا پایان عالم است. این وصیت را عده‏اى از محدثان ومورخانى كه قبل از مرحوم سید رضى وبعد از او مى‏زیسته‏اند با ذكر سند نقل كرده‏اند.(1) البته اصل وصیت‏بیشتر از آن است كه مرحوم سید رضى در نهج البلاغه آورده است. اینك قسمتى از آن را مى‏آوریم:

اوصیكما بتقوى الله و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتكما و لا تاسفا على شي‏ء منها زوی عنكما و قولا بالحق و اعملا للاجر و كونا للظالم خصما وللمظلوم عونا.

 

شما را به تقوى وترس از خدا سفارش مى‏كنم واینكه در پى دنیا نباشید، گرچه دنیا به سراغ شما آید وبر آنچه از دنیا از دست مى‏دهید تاسف مخورید. سخن حق را بگویید وبراى اجر وپاداش (الهى) كار كنید ودشمن ظالم ویاور مظلوم باشید.

 

اوصیكما وجمیع ولدی واهلی و من بلغه كتابی بتقوى الله و نظم امركم وصلاح‏ذات بینكم، فانی سمعت جدكم صلى الله علیه و آله و سلم یقول:«صلاح ذات البین افضل من عامة الصلاة والصیام‏».

 

من، شما وتمام فرزندان وخاندانم وكسانى را كه این وصیتنامه‏ام به آنان مى‏رسد به تقوى وترس از خداوند ونظم امور خود واصلاح ذات البین سفارش مى‏كنم، زیرا كه من ازجد شما صلى الله علیه و آله و سلم شنیدم كه مى‏فرمود:اصلاح میان مردم از یك سال نماز وروزه برتر است.

 

الله الله فی الایتام فلا تغبوا افواههم ولا یضیعوا بحضرتكم.والله الله فی جیرانكم فانهم وصیة نبیكم.ما زال یوصی بهم حتى ظننا انه سیورثهم.

 

خدا را خدا را در مورد یتیمان; نكند كه گاهى سیر وگاهى گرسنه بمانند; نكند كه در حضور شما، در اثر عدم رسیدگى از بین بروند.

 

خدا را خدا را كه در مورد همسایگان خود خوشرفتارى كنید، چرا كه آنان مورد توصیه وسفارش پیامبر شما هستند. وى همواره نسبت‏به همسایگان سفارش مى‏فرمود تا آنجا كه ما گمان بردیم به زودى سهمیه‏اى از ارث برایشان قرار خواهد داد.

 

والله الله فی القرآن لا یسبقكم بالعمل به غیركم.و الله الله فی الصلاة فانها عمود دینكم.و الله الله فی بیت ربكم لا تخلوه ما بقیتم فانه ان ترك لم تناظروا.

 

خدا را خدا را در توجه به قرآن; نكند كه دیگران در عمل به آن از شما پیشى گیرند. خدا را خدا را در مورد نماز، كه ستون دین شماست. خدا را خدا را در مورد خانه پروردگارتان; تا آن هنگام كه زنده هستید آن را خالى نگذارید، كه اگر خالى گذارده شود مهلت داده نمى‏شوید وبلاى الهى شما را فرا مى‏گیرد.

 

والله الله فی الجهاد باموالكم وانفسكم و السنتكم فی سبیل الله. وعلیكم بالتواصل والتباذل وایاكم والتدابر و التقاطع. لا تتركوا الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فیولى علیكم شراركم ثم تدعون فلا یستجاب لكم.

 

خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال وجانها وزبانهاى خویش در راه خدا. وبر شما لازم است كه پیوندهاى دوستى ومحبت را محكم كنید وبذل وبخشش را فراموش نكنید واز پشت كردن به هم وقطع رابطه برحذر باشید. امر به معروف ونهى از منكر را ترك مكنید كه اشرار بر شما مسلط مى‏شوند وسپس هرچه دعا كنید مستجاب نمى‏گردد.

 

سپس فرمود:

اى نوادگان عبد المطلب، نكند كه شما بعد از شهادت من دست‏خود را از آستین بیرون آورید ودر خون مسلمانان فرو برید وبگویید امیرمؤمنان كشته شد واین بهانه‏اى براى خونریزى شود.

 

...الا لا تقتلن بی الا قاتلی. انظروا اذا انا مت من ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة، و لا تمثلوا بالرجل، فانی سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم یقول:«ایاكم و المثلة و لو بالكلب العقور».(2)

 

آگاه باشید كه به قصاص خون من تنها قاتلم را باید بكشید. بنگرید كه هرگاه من از این ضربت جهان را بدرود گفتم او را تنها یك ضربت‏بزنید تا ضربتى در برابر ضربتى باشد. و زنهار كه او را مثله نكنید(گوش وبینى واعضاى او را نبرید)، كه من از رسول خدا شنیدم كه مى‏فرمود:«از مثله كردن بپرهیزید، گرچه نسبت‏به سگ گزنده باشد».

 

منبع: كتاب فروغ ولایت ص‏778 آیت الله شیخ جعفر سبحانى

 
آخرین وصایاى امام على (علیه السلام)

قاضى محمد بن سلامه معروف به قضاعى متوفاى 405 هجرى در مجموعه‏اى از سخنان على كه آن را دستور معالم الحكم نامیده،این وصیت را از امام آورده است.چون پسر ملجم او را ضربت زد، امام حسن گریان بر او درآمد.پرسید:

-«پسرم چرا گریه میكنى؟»

-«چرا نگریم كه تو در نخستین روز آن جهان و آخرین روز این جهانى.»

-«پسرم!چهار چیز را كه به تو میگویم به خاطر بسپار و به كار دار،و چهار چیز را كه اگر بدان كار نكنى اندك زیانى به تو نمیرساند.»

-«پدر آن چهار چیز كه باید به كار دارم چیست؟»

-«خرد برترین توانگرى است و بدترین تهیدستى نادانى است و خودبینى وحشتناك‏ترین وحشت و خوشخوئى گرامى‏ترین حسب.»

 

-«این چهار خصلت،آن چهار دیگر را هم بگو»-«از دوستى احمق بپرهیز كه او خواهد تو را سود رساند لیكن به زیانت كشاند.از دوستى با دروغگو كه دور را به تو نزدیك و نزدیك را دور نماید.و از دوستى بخیل كه چیزى را كه بدان سخت نیازمندى از تو دریغ میدارد.و دوستى تبهكار كه تو را به هنگام سود خود میفروشد.»(3)

 

و هم این وصیت را در مجموعه خود آورده است:

چون امیر مؤمنان ضربت‏خورد كسان او و گروهى از یاران خاص او گرد وى فراهم آمدند.امام فرمود:

«سپاس خداى را كه اجل‏ها را مدت نهاده است و روزى بندگان را مقدر داشته،و براى هر چیز حدى گذارده و در كتاب خود از چیزى كوتاهى نفرموده.كه گوید:

هر جا باشید مرگ شما را درمى‏یابد هر چند در برجهاى استوار برافراشته باشید.(4)

 

و خداى عز و جل گفت:

اگر در خانه‏هاى خود مانید،آنان كه سرنوشتشان كشته شدن است‏به كشتنگاه خود مى‏روند.(5)

و پیمبر خود را گفت:

به معروف امر كن و از منكر بازدار و بدانچه به تو مى‏رسد شكیبا باش كه این از كارهاست كه در آن عزم راسخ بایسته است.(6)

 

حبیب خدا و بهترین آفریده او كه راستگو است و راستگویى او گواهى شده است مرا از این روز خبر داد،و سفارش كرد و گفت على چگونه‏اى اگر میان مردمى بمانى كه در آنان خیر نیست. مى‏خوانى و پاسخت نمیدهند،اندرز میدهى،یاریت نمیكنند.یارانت از تو به یكسو مى‏شوند و خیرخواهانت‏خود را ناشناس مى‏نمایانند و آن كه با تو میمانداز دشمنت‏بر تو سخت‏تر است.چون از آنان خواهى(به یاریت)برخیزند روى بر میگردانند و اگر پاى بفشارى،گریزان پشت میكنند. چون تو را ببینند كه فرمان خدا را بر پا میدارى و آنانرا از دنیا باز میگردانى آرزوى مردنت را میكنند.از آنان كسى است كه آنچه را در آن طمع بسته بود از او بریده‏اى،و او خشم خود را مى‏خورد و كسى كه خویشان او را كشته‏اى و او كینه‏خواه تو است و مرگ تو را انتظار مى‏برد،و بلاها كه روزگار بر سرت آورد.سینه همه‏شان پر كینه است و آتش خشمشان افروخته.و پیوسته میان آنان چنین به سر خواهى برد تا تو را بكشند یا گزندى به تو رسانند و بدان نام‏ها كه مرا نامیدند بنامند،و گویند كاهن است و گویند جادوگر است و گویند دروغگو است و دروغ بندنده[افترا زننده].پس شكیبا باش كه تو باید به من اقتدا كنى و خدا چنین فرموده است كه گوید:

همانا رسول خدا براى شما سرمشق خوبى است.(7)

 

على!خداى عز و جل مرا فرموده است تو را نزدیك خویش آرم و دور نگردانم.تو را بیاموزم و وانگذارم و با تو بپیوندم و بر تو ستم نرانم.

 

این وصیت رسول خداست و عهد اوست‏با من،پس من،اى گروهى كه به فرمان خدا برپائید و دین او را پاسدارى مى‏نمائید و در گرفتن حق یتیمان و درویشان پابرجایید،شما را پس از خود به تقوى وصیت میكنم و از فریفته شدن به زر و زیور آن مى‏پرهیزانم كه دنیا كالاى فریب است.

 

از راه دل‏بستگان به دنیا به یكسو شوید،آنان كه غفلت‏بر دلهاشان پرده افكنده است تا آنكه آنرا كه گمان نمى‏بردند(عذاب الهى)به سویشان آمد،حالى كه آگاه نبودند گرفتار شدند.

 

بیش از شما مردمى بودند كه پیمبران خویش را پیروى نمودند،اگر پى آنان را گیرید و اقتدا به ایشان كنید گمراه نخواهید شد.همانا پیمبر خدا،كتاب خدا و عترت خویش را میان شما نهاده است.علم آنچه مى‏كنید و یا از آن مى‏پرهیزید نزد آنان است.آنان راه پیدا و روشنائى هویدایند، وپایه‏هاى زمین و بر پا دارندگان عدل.از نور آنان روشنى جویند و در پى آنان راه پویند از درختى كه رستنگاه آن به بار است و ریشه‏اش پایدار و شاخه‏اش رفته به آسمان.و میوه آن خوشگوار رسته در سرزمین حرم و سیراب از آب كرم.پالوده از خس و خاشاك و چیزهاى ناپاك.گزیده از پاكترین زاده مردمان،از بهترین خاندانهاى آدمیان.از آنان مبرید تا از هم نبرید و از آنان به یكسو مشوید تا پراكنده نشوید.

 

با آنان باشید تا راه را بیابید و رستگار شوید.و پاس جانشینى رسول خدا را هر چه نیكوتر درباره آنان رعایت كنید.چرا كه او فرمود:«كتاب خدا و اهل بیت از هم جدا نشوند تا بر من در حوض(كوثر)درآیند.»

 

شما را به خدایى مى‏سپارم كه امانتهاى خود را ضایع نخواهد كرد.خدا شما را بدانچه در آرزوى آنید برساند و از آنچه از آن بیم دارید نگه دارد به دوستان و جانشینان من سلام برسانید.

 

خدا شما را نگهدارد و حرمت پیمبرتان را در میان شما حفظ فرماید.و السلام.»(8)

منبع: كتاب على از زبان على یا زندگانى امیرالمومنین(ع) صفحه 168 دكتر سید جعفر شهیدى


 
افشاگري هسته‌اي رئيس‌جمهور
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۱٢  

رجانيوز: رئيس جمهور از برخي عناصر داخلي همسو با دشمن در پرونده هسته اي، در دو سخنراني متوالي در جمع دانشگاهيان، به شدت انتقاد كرد. رئيس جمهور طي سخنان مهمي در كنگره اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان، تاكيد كرد: ما در موضوع هسته‌اي بيش از فشار غربي‌ها از عناصر ترسوي داخلي متحمل فشار شديم، همان‌هايي كه مدعي بودند خيلي مي‌فهمند.

 

وي در بخش ديگري از اين سخنراني تأكيد كرد: افرادي در گروه‌هاي مدعي كه فكر مي‌كردند فقط خودشان مي‌توانند كشور را اداره كنند و هر روز كار روزنامه‌هايشان فقط فحاشي است، ما با مدارك مستند مي‌گوييم كه سازماندهي و فعاليت مي‌كردند تا عليه ايران قطعنامه صادر شود و آخرين اخبار و اطلاعات را نيز به غربي‌ها انتقال مي‌دادند و به آنها تاكيد مي‌كردند كه هر چه بيشتر فشار بياوريد. اينها يكي دو نفر هم نبودند بلكه 8 تا 10 نفر بودند البته اكنون هم كساني هستند كه به كشورهاي حاشيه خليج فارس مي‌روند و پيام مي‌دهند كه با اين دولت ايران همكاري نكنيد.

 

به گزارش فارس، دكتر محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور پيش از ظهر امروز يكشنبه در افتتاحيه دهمين كنگره سراسري اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان كه در نهاد رياست جمهوري برگزار شد، با سپاسگذاري از خداوند كه توفيق داد در جمع جوان انقلابي حضور ‌يابد گفت:‌دل ما براي دوستان خوب و جوانان مؤمن و متعهد جامعه اسلامي دانشجويان تنگ شده بود هنوز هم يادم مي‌آيد كه با دوستان جامعه اسلامي در زيرزمين يك ساختمان به بحث و گفتگو مي‌نشستيم و دقايقي پيش كه شما صحبت مي‌كرديد در ذهنم مروري از سال‌هاي انقلاب فرهنگي تاكنون شد.

 

وي با يادآوري نام شهيداني همچون عباس خليلي، رضا حاج‌بهرامي، صابري، مبارزات فعالين دانشجويي در سال‌هاي پيش از انقلاب، پيروزي انقلاب و جنگ تحميلي را يادآور شد و با تقدير از ابراهيمي دبيركل جامعه اسلامي كه بحث جامعي را پيش از سخنان وي در مورد مسايل گوناگون مطرح كرد گفت: اگر آرمان‌هاي بلند الهي را از انسان بگيريم چيزي باقي نمي‌ماند اكنون هم در غرب مي‌بينيم كه هيچ نقطه اميدي ديده نمي شود حتي چند وقت پيش عليرغم اينكه ما اين را مي‌دانستيم چند نفر از دوستان از آمريكا آمده بودند و مي‌گفتند در اين كشور هيچ خبر اميدآفريني منتشر نمي‌شود.

 

وي اساس اين مشكلات در غرب را نوع رويكرد آنها دانست و ادامه داد: آنها هيچ حريمي از جمله انسانيت، عدالت، وفا به عهد، صداقت و پايبندي به قانون را سالم باقي نگذاشتند اما چيزي كه تا كنون بشر را اميدوار نگه داشته پيگيري آرمان‌هاي بلند بشري است.

 

احمدي‌نژاد با اشاره به مسابقه براي قدرت در جهان و طرح اين سؤال كه آيا خداوند انسان را براي چنين زندگي خلق كرده گفت: آرمان بزرگ انبياء هدايت بشر به سمت تعالي است اما هدف اين رسالت هنوز محقق نشده، مانند اينكه ملت ايران انقلاب اسلامي را به پيروزي رساند اما بايد كمك كرد تا اهداف انقلاب محقق شود.
وي با بيان اينكه امروز سرعت حركت به سمت قله شتاب گرفته و نشانه‌هاي آغاز حركت نهايي را مي بينيم، تصريح كرد: امروز به وضوح مي‌بينيم كه آرمان عدالت ميلياردها پيرو پيدا كرده و مخالفان عدالت در انزواي كامل هستند و از همه ملت‌ها مطرود شده‌اند به همين خاطر است كه مدام فرياد مي‌كشند.

 

رئيس‌جمهور تنها حركت اصيل و ماندگار در تمام هستي را حركت متصل به جريان سلسله انبياء و اوليا دانست و با بيان اينكه مسئوليت ملت ايران در اين حركت بسيار سنگين است اظهار داشت: بعضي‌ها مي‌گويند شما كه اينچنين مي‌گوييد تعصب قومي داريد اما واقعاً اينگونه نيست، چرا كه هيچ ملتي به اندازه ملت ايران ظرفيت و توانمندي پيشبرد حركت متصل به جريان انبياء را ندارد.

 

وي با اشاره به پيروزي ملت ايران در موضوع هسته‌اي آن را ناشي از ظرفيت عظيم ملت ايران دانست و افزود: ساختن ايران با معيارهاي حيات طيبه، يك گام بلند براي حيات طيبه در جهان است و بار اصلي اين كار بر دوش جوانان دانشگاه است چرا كه بايد جوانان خصوصاً جوانان دانشگاهي، پرچمدار هر تحول بنيادي در كشور باشند.

 

احمدي نژاد با اشاره به شرايط بسيار سخت اول انقلاب گفت: از يك طرف نيروهاي انقلابي در حال مبارزه با ليبرال‌هايي بودندكه مي‌خواستند انقلاب و مردم را با انحصار‌طلبي خود كنار بگذارند و به صورت همزمان نيروهاي انقلابي در جبهه‌هاي گوناگون در حال تلاش بودند. از طرفي بايد نظام آموزشي درست مي‌شد و از سويي در دوراني قرار داشتيم كه 70 گروه سياسي در دانشگاه عليه انقلاب برنامه‌ريزي و اقدام مي‌كردند.

 

رئيس‌جمهور زمان كنوني را بهترين فرصت براي تحقق اهداف انقلاب عنوان كرد و با رد راكد بودن فضاي دانشگاه‌ها گفت: آنهايي كه مي‌گويند در دانشگاه‌ها ركود حاكم شده، نمي‌فهمند فكر مي‌كنند فقط چنگ و دندان كشيدن، درگيري و فعاليت ضد انقلابي به معناي فعاليت دانشجويان وتشكل‌هاي دانشجويي است. در حاليكه حركت حقيقي، تلاش براي نقد دلسوزانه و مطالبه و فرياد كردن آرمان‌هاست، ما نمي‌خواهيم دو دسته به جان هم بيفتند چه اشكالي دارد كه همه گروه‌ها با هم عدالت را بخواهند ؟ چه اشكالي دارد دانشجويان براي جهش علمي،‌ اقتصادي، فرهنگي كشور يك صدا راهكار بدهند؟ چه اشكالي دارد كه دانشجويان ما به نقاط محروم بروند، فقر را ببينند و براي كمك به مستضعفين بسيج شوند؟

 

رئيس جمهور با تاكيد بر اينكه بايد از فرصت استفاده كرد ادامه داد: دشمن مي‌خواهد با حرف‌ها و موضوعات پيش‌پا افتاده نگاه ما را به جاي افق‌هاي بلند، به افق‌هاي نزديك بياورد اما تاكيد مي‌كنم بايد نگاه ما به قله‌هاي بلند جهاني باشد تا بتوانيم حركت كنيم و خدا را سپاسگذارم كه آرمانخواهي و نگاه به قله‌هاي بلند از ابتدا تا كنون در جامعه اسلامي دانشجويان موج مي‌زند اين را قدر بدانيد كه انگيزه حركت، عامل وحدت، و رمز موفقيت‌هاي بلند است.

 

وي با اشاره به سخنان ابراهيمي دبيركل جامعه اسلامي دانشجويان كه گفت؛ به خاطر رضايت اين و آن نبايد آرمان‌ها را زير پا گذاشت، تصريح كرد: نگاه بلند وعميق درجامعه اسلامي دانشجويان و پايبندي به آرمان‌ها وارزش‌ها را با هيچ چيز عوض نكنيم، ممكن است مشكلاتي پيش بيايد و فشارها زياد باشد مانند آن آقا كه گفت؛ 12 نفر ، 18 حزب درست مي‌كردند اول انقلاب هم همين طور بود بگذاريد در دنياي خود بغلتند.

 

رئيس‌جمهور گفت: در دانشگاه‌ها بايد فضاي نشاط و حركت حاكم باشد كه اين كار شماهاست در دانشگاه‌ها بايد كار علمي شود وعلم در دست انسان‌هاي سالم باشد، اين نكته‌اي كه گفتيد نيز صحيح است كه نصب استاد در دانشگاه‌ها فقط با معيار "استاد ‌تمامي" كار درستي نيست و در اين زمينه بنده تذكر داده‌ام و پيگيري نيز شده است. اما اگر باز هم شما اطلاعاتي داريد بدهيد تا پيگيري شود.

 

وي گفت: در زمينه توليد محصولات فرهنگي كه مورد اشاره قرار گرفت نيز ما اين كار را دنبال مي‌كنيم اما بدانيد كه كارهاي ماندگار فرهنگي هميشه اثر تلاش دانشجويان است.

 

احمدي نژاد در ادامه سخنان خود با اشاره به موضوع هسته‌اي ايران و اينكه هيچ ملتي به اندازه ملت ايران ظرفيت و توانمندي سريع و كم‌هزينه به چنين دستاوردي را ندارد، اظهار داشت: ديديد كه امريكايي‌ها ابتدا مخفيانه هسته‌اي شدند، شوروي‌ها هم نيروهايشان را مخفيانه به امريكا فرستادند و از آنان گرفتند و سپس يك به يك بعضي كشورهاي ديگر نيز به اين فناوري دست پيدا كردند، اما هر كشوري كه به اين فناوري مي‌رسيد به همراه ساير كشورهاي دارنده آن از دستيابي ساير كشورها به فناوري هسته‌اي جلوگيري مي‌كردند و فشار مي‌آوردند، اما ديديد ظرفيت انقلاب و ملت ايران آنقدر زياد بود كه در چند سال هسته‌اي شد بدون آنكه هيچ امتيازي داده باشد، حتي در بعضي جاها امتياز نيز گرفتيم.

 

وي افزود: ديديد كه حتي بر خلاف قوانين پروتكل الحاقي را نيز امضا كرده بودند اما آن را نيز نپذيرفتيم به همين خاطر فشارهاي بسيار زيادي بر ايران وارد كردند، قطعنامه صادر مي‌كردند و تصور مي‌شد به نفع‌شان است، اما با هر قطعنامه ملت ايران يك پيشرفت هسته‌اي ديگر نشان داد، به همين خاطر وقتي ظرفيت ملت ايران را مقايسه مي‌كنيم آن را بسيار توانمند مي‌يابيم.

 

رئيس‌جمهور با بيان اينكه نظام سلطه در موضوع هسته‌اي ايران، همه حيثيت سياسي، توان تبليغي، قدرت ديپلماسي، ابزار رسانه‌اي و ساختارهاي بين‌المللي را براي جلوگيري از پيروزي ملت ايران به صحنه آورده بود تصريح كرد: پيش از آن كه اين دولت سر كار بيايد نه تنها تاسيسات هسته‌اي، بلكه تاسيساتي كه به چرخه سوخت مربوط نبود نيز پلمپ شده بود و غربي‌ها مي‌خواستند رشته‌هاي دانشگاهي مربوط به موضوع هسته‌اي نيز در ايران تعطيل شود، حتي در متن مذاكرات هست كه براي دادن 20 دستگاه سانتريفيوژ تحقيقاتي مي‌گفتند بايد 10 سال مذاكره شود.

 

وي با طرح اين سؤال كه چرا هسته‌اي شدن ايران براي آنها آنقدر مهم بود كه حاضر به دادن اين همه هزينه شدند، اظهار داشت: علت اين مسئله روشن است هسته‌اي شدن ايران به معناي شكستن سيطره نظام سلطه در جهان است، نه از نظر قدرت نظامي بلكه همان اهميت سياسي.

 

احمدي‌نژاد با بيان اينكه ما پشتوانه فرهنگي، تمدني، آرماني و قدرت الگو شدن داريم و آنها از اين مي‌ترسيدند افزود: اين مكر الهي بود آنها فكر مي‌كردند در مسئله هسته‌اي مي‌توانند ايران را وارد بن‌بستي كنند و سركوب سازند اما ديدند كه خودشان در اين راه بن‌بست گرفتار آمدند.

 

وي ادامه داد: يادتان است كه وقتي پلمپ تأسيسات اصفهان را باز كرديم ما را تهديد نظامي كردند و بعد هم عليه ايران قطعنامه صادر كردند، ما هم گفتيم با هر قطعنامه يك قدم به جلو مي‌رويم كه اين كار را كرديم، تمام قول و قرارهاي اشتباه قبلي را نيز كنار گذاشتيم، حالا هم پيش از 3 هزار سانتريفيوژ در حال فعاليت است و هر هفته يك مجموعه جديد نصب مي‌شود، گرفتاري آنان نيز اكنون اين است كه چند قطعنامه صادر كرده‌اند و روي دستشان مانده است و نمي‌توانند كاري كنند.

 

احمدي‌نژاد همه ملت ايران را محرم راز دانست و با بيان اينكه اما نمي‌توان برخي حرف‌ها را هر كجا گفت، ادامه داد: در موضوع هسته‌اي ما بيش از فشار غربي‌ها، از عناصر ترسوي داخلي متحمل فشار شديم؛ همان‌هايي كه مدعي بودند كه خيلي مي‌فهمند و مدام هم سفارش به سازش مي‌كردند و فكر مي‌كردند اگر كوتاه بياييم فشار دشمنان تمام مي‌شود، در حالي كه دستور خداوند ايستادگي در برابر زورگويان است.

 

وي ادامه داد: اگر در موضوع هسته‌اي ذره‌اي كوتاه مي‌آمديم، چيزي از استقلال ملت ايران باقي نمي‌ماند، اما به لطف ايستادگي رهبر انقلاب و ملت بزرگ ايران گردنه‌هاي سنگين را پشت سر گذاشتيم.

 

احمدي‌نژاد با اشاره به فشارهاي مختلف دشمنان گفت: آنها اكنون هم فشار مي‌آورند تا كشورهاي مختلف رابطه مالي خود را با ايران قطع كنند، اما در حقيقت آنها هيچ كاره‌اند چون خداوند هزاران راه قرار داده و براي انسان مؤمن بن بست وجود ندارد؛ در داخل هم هر كس تصور مي‌كند آنها مي‌توانند به مومنان حاكم شوند ايمانشان ضعيف است.

 

رئيس‌جمهور با اشاره به گزارش اخير آژانس بين‌الملي انرژي اتمي اظهار داشت: در همه گزارش‌ها از جمله گزارش اخير در مسئله فني حق را به ما دادند اما در موضوع سياسي طرف مخالفان ما را گرفتند، اما اكنون از نظر ما قضيه تمام شده است و فقط يكي دو كشور بيخود سر و صدا مي‌كنند، اما به جايي نمي‌رسند.

 

وي با ابراز اطمينان از اينكه كساني كه غربي‌ها را راهنمايي مي‌كنند در حقيقت آنها را "چاه‌نمايي"‌مي‌كنند ادامه داد: آنها از طرق مختلف به ملت ما توهين كردند و چيزهايي كه لايق خودشان بود به ملت ما گفتند ما آنها را نصيحت كرديم و حالا هم نصيحت‌شان مي‌كنيم كه بس است.

 

وي با اشاره به شرايط ضد استعماري موجود در دنيا اظهار داشت: مي‌بينيد كه در عراق به يك دولت مستقل مي گويند كه بايد عوض شود و با آن همه نيروي نظامي كه در كشور آورده‌اند مي‌گويند ايران مانع ايجاد امنيت مي‌شود. در نيكاراگوئه كه سفري به آنجا داشتيم ديديم كه حتي بچه‌هاي آن كشور نيز آمريكا را مسخره مي‌كردند.

 

رئيس‌جمهور مجدداً با اشاره به موضوع هسته‌اي وتوانمندي ايران در اين زمينه اظهار داشت: ما آمادگي داريم زير نظر آژانس به بقيه اعضا نيز كمك كنيم و مامورينشان به ايران بيايند و آموزش ببيند چون ما اين انرژي را براي صلح و رفاه همه ملت‌ها مي‌خواهيم.

 

وي در ادامه سخنان خود در كنگره سراسري اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان ويژگي‌هاي دولت نهم را ويژگي‌هاي انقلاب دانست و گفت: تلاش دولت اين است كه آرمان‌ها را در حد مقدور در كشور اجرا كند.

 

وي با اشاره به چند سرفصل اصي كار دولت گفت: اصلاح ساختارهاي اجرايي و اداره كشور يكي از سرفصل‌هاي مهم است.

 

رئيس جمهور افزود: قانون اساسي ما انقلابي و مترقي تنظيم شد، اما ساختارها متناسب تنظيم نشد.

 

احمدي نژاد اصلاح نظام برنامه‌ريزي را يك جراحي عظيم در نظام اداري عنوان كرد كه دولت‌هاي قبلي هم مي‌خواستند آن را انجام دهند اما به آن عمل نكردند. اما اين دولت تصميم گرفت و عمل كرد، كه اگر دولتي در چند سال فقط همين كار را انجام مي‌داد دولت موفقي محسوب مي شد.

 

وي اصلاح ساختار پولي و بانكي كشور را نيز يك كار عظيم دانست و گفت: اين مهم است كه 90 درصد تسهيلات بانكي در اختيار 10 درصد متقاضيان قرار مي‌گيرد و جالب است كه از 60 تا 70 هزار ميليارد تومان 40 هزار ميليارد تومان در بانك‌ها هميشه به صورت ثابت در دست عده‌اي خاص است و هيچ وقت هم تسويه نمي‌شود. حتي در بانك‌هاي خصوصي هم بنا بر سود است.

 

احمدي‌نژاد با بيان اينكه عده‌اي از بانك‌هاي جهاني مي‌آمدند و دستور مي‌دادند ادامه داد: اگر با روند گذشته 100 سال ديگر هم جلو مي‌رفتند، محال بود فاصله طبقاتي كم شود چون همه چيز همچون مسايل مهمي مانند ازدواج و مسكن، به بانك وصل است. حالا اگر منابع بانك‌ها فقط منحصر به عده‌اي خاص باشد كه نمي‌شود.

 

وي تصريح كرد: اصل 44 نيز يكي از موارد مهمي است كه دولت وارد آن شده است در سال‌هاي پيش تمام قوانين يك طرفه شكل گرفته بود اما حالا بايددوطرفه شود، به اين معني كه بايد دارايي‌هاي دولت را خصوصي كرد و اين كار بسيار مشكلي است، اما به هر حال ما وارد آن شديم و كار در حال انجام است و مشكلاتي همچون ظرفيت بورس و مراقبت از عدم ايجاد فساد نيز از مسايلي است كه بايد همواره به آن توجه داشته باشيم.

 

احمدي‌نژاد با اشاره به موضوع اختصاص سهام عدالت به اقشار مستضعف جامعه گفت:‌ در كشوري كه ما تحويل گرفتيم عده‌ي قابل توجهي به نان شب محتاج‌اند و دولت بايد از آنها پشتيباني كند، كه ما اختصاص سهام عدالت را از همين اقشار شروع كرديم. اين سهام نيز با پول نفت درست شده و بايد بگذاريم بر سر سفره عده‌ي زيادي از مردم برود.

 

وي با اشاره به تنظيم حقوق‌ها براي كم كردن فاصله‌ها تصريح كرد: با تمركز زدايي مي‌توان اختيارات و تصميمات فراواني كه بي‌جهت در تهران متمركز شده است، در كل كشور گسترش داد. مگر مي‌شود ما در اينجا بنشينيم و بخواهيم براي نقاط مختلف كشور تصميم بگيريم.

 

رئيس‌جمهور با بيان اينكه به لطف خدا و كوري چشم دشمنان نيروهاي حاصل از رشد جمعيت در سال 60-64 در حال ورود به بازار كار هستند، بر لزوم حمايت بنگاه‌هاي زودبازده و تسهيلات ارزان‌قيمت تاكيد كرد و گفت: دولت نهم براي اولين بار در حمل و نقل، مصرف سوخت و مسكن يك برنامه جامع داد كه اگر دولت‌هاي قبلي فقط به يكي از اين محورها كاملاً عمل مي‌كردند دولت موفقي بودند.

 

احمدي‌نژاد با بيان اينكه موفقيت‌هاي ذكر شده در اين دولت در شرايطي بود كه ما سنگين‌ترين چالش پس از انقلاب يعني موضوع هسته‌اي را داشتيم و شرايطي حاكم بود كه خيلي از مدعيان پشت ما را خالي كردند، ادامه داد: افرادي در گروه‌هاي مدعي كه فكر مي‌كردند فقط خودشان مي‌توانند كشور را اداره كنند و هر روز كار روزنامه‌هايشان فقط فحاشي است، ما با مدارك مستند مي‌گوييم كه سازماندهي و فعاليت مي‌كردند تا عليه ايران قطعنامه صادر شود و آخرين اخبار و اطلاعات را نيز به غربي‌ها انتقال مي‌دادند و به آنها تاكيد مي‌كردند كه هر چه بيشتر فشار بياوريد. اينها يكي دو نفر هم نبودند بلكه 8 تا 10 نفر بودند البته اكنون هم كساني هستند كه به كشورهاي حاشيه خليج فارس مي‌روند و پيام مي‌دهند كه با اين دولت ايران همكاري نكنيد.

 

رئيس‌جمهور در ادامه سخنان خود در جمع فعالين اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويي سراسر كشور با تاكيد بر حفظ روحيه جواني و دانشجويي گفت: حركت عظيم ملت ايران آغاز شده و مسئوليت ما در اين راه بسيار سنگين است، فكر نكنيد اگر نابساماني‌ها را فرياد زديد احمدي‌نژاد دلخور مي‌شود؛ نه، من دست شما را مي‌بوسم.

 

وي تاكيد كرد: اين گونه نيست كه ما بگوييم همه آدم‌هايي كه بر سر كار آورده‌ايم، انقلابي و بدون مشكل هستند. البته آنهايي كه در مجموعه‌هاي خودشان هزاران مشكل دارند، هر روز سر و صدا مي‌كنند، ولي بايد بگويم در مجموعه ما نيز گاهي تحميل، گاهي كج‌فهمي و گاهي آوانس به خاطر رأي اعتماد به وجود آمده‌است، اما شما بدانيد مالك كشور و مسئول پيگيري آرمان‌ها هستيد.

 

دكتر محمود احمدي نژاد همچنين شنبه‌شب در ديدار با رؤساي دانشگاه‌هاي سراسر كشور و مسئولان دفاتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، اظهار داشت: امروز ماموريت اول ما ساختن ايران عزيز و ماموريت دوم ما الهام بخشي براي همه ملتها است.

 

رئيس جمهور با اشاره به اين كه هر دو اين ماموريتها در سند چشم‌انداز بسيار زيبا و مشخص آمده است، تاكيد كرد: اين سند موقعيت ايران را در 20 سال آينده معلوم كرده ولي اعتقاد بنده بر اين است كه تنظيم‌كنندگان آن به توانمنديهاي ملت ايران واقف نبودند و ما در زماني كمتر از اين مي‌توانيم به آن دست يابيم.

 

احمدي نژاد با بيان اينكه تنظيم‌كنندگان سند چشم‌انداز 20 ساله ايران براساس توانمنديهاي خود و برخي ارتباطات مادي اطراف خودشان اين سند را 20 ساله تنظيم كردند،بيان داشت: ما مي‌توانيم در زماني كمتر از آن نيز به اهداف آن مانند تبديل شدن ايران به قدرت اول منطقه در علم، اقتصاد و سياست تبديل شده و الهام بخش سايرين باشيم.

 

وي با بيان اينكه خداوند امروز براي ملت ايران يك ماموريت ويژه و آن هم ادامه مسير و حركت انبيا الهي قرار داده است، تصريح كرد: خداوند امكانات چنين وظيفه‌اي را نيز در اختيار اين ملت قرار داده است و چنين امري هم يك افتخار و هم يك مسووليت سنگين است كه‌جنس آن از جنس مسووليت انبيا مي‌باشد.

 

رئيس جمهور با بيان اينكه امروز خيلي از افراد دوست دارند تا به ايران سفر و در فضاي ايران تنفس كنند، تاكيد كرد: اينكه يك ملتي بر اساس عشق نقطه اميد ساير ملتها باشد و قلب آنها را به خود جلب كند، براي همه ما افتخار است و مسووليت در پي دارد.

 

احمدي نژاد با بيان اين كه مردم بايد در نشاط باشند و دست‌اندركاران آنها وظايف خود را انجام دهند، تصريح كرد: چنين مسئوليتي مانند انبياي الهي يك لحظه براي انسان خواب و استراحت نمي‌گذارد و هر چقدر مسئوليت بالا باشد، بايد تلاش بيشتر كرد، چرا كه زمان محدود است و بايد در مسير انجام ماموريت حركت كنيم.

 

وي با بيان اين كه سوخت و ابزار لازم براي رسيدن به سند چشم‌انداز علم و فرهنگ است و اين دو با هم معني دارند و دو روي يك سكه مي‌باشند، گفت: علم بدون فرهنگ اقتدار مي‌آورد و اين به منزله تيغ تيز در دست زنگي است.

 

رئيس جمهور دانشگاه‌هاي و مراكز آموزش عالي را كانون علم و فرهنگ خواند و افزود: عنصر جامعه سعادتمند انسان به ‌كمال رسيده و ما جايي غير از دانشگاه ها نداريم كه انسان آرماني و عالم تربيت كند و با چنين نگاهي امروز مسئوليت دانشگاهها سنگين‌تر ماموريت در طول تاريخ است و چنين مسئوليتي مانند وظيفه انبيا بسيار شيرين است.

 

احمدي نژاد با اشاره به اين كه بايد خودمان را تجهيز كنيم، تاكيد كرد: همه اينها شدني است و مي‌شود كه صددرصد خروجيهاي دانشگاههاي ما انسانهاي عالم، شجاع، مومن باشد و اين وظيفه خطير به عهده روساي و دفاتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها است و ظرفيتهاي آن نيز در اين مراكز وجود دارد.
وي جوانان ايران را آرماني‌ترين ، پاك‌ترين ،باهوش‌ترين و داراي قويترين كشش‌هاي فكري خواند كه هر جاي دنيا قدم مي‌گذارند، غوغا مي‌كنند.

 

رييس جمهور افزود: امروز همه چيز براي پيشرفت ما فراهم است و ما با سابقه علمي پر افتخار خود بايد همت كنيم و با گفتن يك "يا علي" خيلي زودتر به اهداف سند چشم‌انداز 20 ساله برسيم.

 

احمدي نژاد با اشاره به اينكه برخي از اهداف برنامه مزبور امروز تحقق يافته است، گفت: ايران الان بزرگترين قدرت سياسي منطقه است و كسي نيست كه غير از اين بگويد و بايد توجه داشت كه تا ايران يك قدرت جهاني نباشد برخي در اطراف به قدرت منطقه‌اي ايران اذعان نمي‌كنند.

 

رئيس شوراي عالي امنيت ملي با بيان اينكه در خصوص دستيابي به فناوري صلح آميز هسته‌اي افراد غيرقابل باوري، صحبت از سازش كردند. اگر بخواهم اين افراد را كه در برخي جلسات،  با برشمردن عناصر قدرت دشمن و به بهانه ايجاد جنگ تمام عيار، صحبت از ضرورت سازش مي‌كردند، نام ببرم، كسي باور نمي‌كند. 

وي با تاكيد بر اينكه اي كاش روزي فرا برسد كه بتوانيم تاريخچه و آنچه را كه در خصوص موضوع هسته‌اي گذشته بيان كنيم، گفت: روزهايي بر ما گذشت كه ‌از صد ناحيه در داخل فشار مي‌آمد كه جنگ مي‌شود و بايد كوتاه بياييم ولي گفتيم كه حاضر هستيم براي شما بنويسم كه اينها محال است كه جنگ كنند.

 

احمدي نژاد با اشاره به اين كه در خصوص موضوع هسته‌اي هر قدمي كه ملت ايران جلو رفت، قدرتهاي زورگو يك قدم عقب رفتند و در اين خصوص خيلي اتفاقات افتاد، تاكيد كرد: اگر آنها فرصت پيدا مي‌كردند و يك قطعنامه ديگر نيز صادر مي‌كردند ما نيز يك قدم ديگر به طرف جلو مي‌رفتيم ولي به فضل الهي امروز بايد گفت كه كار در اين خصوص تمام است.

 

رئيس جمهور با اشاره به برخي آيات و وعده‌هاي الهي تاكيد كرد: قدرتهاي زورگو قادر نيستند به ايران ضربه بزنند، يك دليل آن مشكل اين قدرتها در عراق و افغانستان است و به همين خاطر آنها نمي‌توانند براي خود مشكل جديد ديگري ايجاد كنند.

 

احمدي نژاد با بيان اين كه برخي در داخل كشور به طرفهاي هسته‌اي ايران مي‌گفتند كه اگر شما به ايران فشار بياوريد، آنها شل مي‌كنند، خاطر نشان كرد: برخي از اين افراد به طور منظم با عناصر بيگانه جلسه داشتند و خبرها را مي‌دادند كه شما فشار را زياد كنيد و قطعنامه صادر كنيد و آنها بر اساس چنين ديدگاههايي قطعامه صادر كردند و ما از روز اول گفتيم كه محل پرونده ايران آژانس بين‌المللي انرژي اتمي است.

 

رئيس شوراي عالي امنيت ملي كشورمان با بيان اينكه قدرتهاي زورگو در خصوص مسايل فني و سياسي هسته‌اي يك الگو براي ما طراحي كرده بودند كه از هر راهي كه برويم به بن بست برسيم،اظهار داشت: اين امر هزاران راه حل داشت ولي اين قدرتها برخي را قبل از ما به مسير مورد دلخواه خود كشانده بودند و فكر مي‌كردند كه ما هم در آن مسير حركت حركت خواهيم كرد.

 

رئيس جمهور با اشاره به اينكه برخي چيزها را بدون مصوبه مجلس و قبل از ما پذيرفته بودند، گفت: همه اينها را ما قيچي كرديم و حتي توافق شده بود كه در صورت ايجاد فكري براي انجام كاري در خصوص موضوع هسته‌اي اين فكر بايد به آنها اطلاع داده مي‌شد و اين نيز از موارد تحميل شده از طريق زور بود.

 

احمدي نژاد با بيان اينكه ‌اينها حتي مي‌خواستند از فعاليتهاي دانشگاههاي كشور نيز مطلع باشند، افزود: ما بر اساس قطعنامه‌هايي كه صادر كردند اين موارد را يكي پس از ديگري لغو كرديم.

 

وي گفت: برخي در داخل خيال مي‌كردند ديپلماسي يعني راه آن‌ها و ديگر راهها بسته است و معتقدند بودند كه مانند انقلاب كه بايد يا غربي باشد يا شرقي در ارتباط با موضوع هسته‌اي نيز بايد زير بليت كسي برويم تا كار خود را انجام دهيم ولي در نهايت ديدند كه راههاي ديگري نيز وجود دارد.

 

وي همچنين با بيان اين كه فناوري هسته‌اي بايد در جهت صلح و رفاه ملت‌ها باشد، گفت : ايران امروز اين آمادگي را دارد كه براساس ماده 3 و 4 ان پي تي و زير نظر آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به كشورهاي عضو اين آژانس، دستاورهاي علمي خود را در رشته‌هاي مختلف علمي در خصوص فناوري صلح آميز هسته‌اي در اختيار ساير ملتها قرار دهيم.

 

رئيس جمهور با اشاره به ‌اينكه جوانان اين سرزمين با وجود تحريم‌ها امروز نيازهاي كشور را تامين مي‌كنند،تصريح كرد : لازم است تا روساي دانشگاهها با سفر به مناطق مختلف كشور از سطح پيشرفتهاي مطلع شوند و آنها را از نزديك مشاهده كنند.

 

احمدي نژاد با اشاره به سند چشم‌انداز 20 ساله و با بيان اينكه ايران امروز از نظر علمي از همه‌جلوتر است و بايد كارهاي علمي انجام شده ساماندهي شود، اظهار داشت: در مسير حركت علمي همه بايد حامي و پشتيبان هم باشيم و در يك راستا حركت كنيم.

 

رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي با توصيه به روساي دانشگاههاي كشور براي بازديد از مراكز علمي و تحقيقاتي كشور مانند پژوهشكده رويان،اظهار داشت: ميزان امكانات اين مركز مانند ساير مراكز است و داراي تجهيزات خيلي گسترده‌اي نيست.

 

احمدي نژاد در خصوص اهداف فرهنگي سند چشم‌انداز نيز گفت: در بخش فرهنگي نيز كسي شك ندارد كه ايران بالاترين موقعيت را در كل منطقه دارد و در بخش اقتصادي نيز مي‌توانيم با جهش جلو برويم.

 

وي تاكيد كرد: در زمينه فرهنگي كارهاي كلان و بي‌نظيري در كشور صورت گرفته است كه براي نمونه مي‌توان از آرمانخواهي، روحيه نشاط و شجاعت در بين ملت ياد كرد كه بايد حفظ شود و در كنار آنها كارهاي عملياتي فرهنگي ريز نيز انجام شود.

 

رئيس جمهور با اشاره به سفر به مناطق مختلف گفت: هنوز ما يك هزارم استعدادهاي موجود در كشور را شكوفا نكرده‌ايم و بايد با تصميمات درست استعدادها را بشناسيم و در اين مسير گام برداريم.

 

وي با بيان اينكه بايد از پايان نامه دانشجويان تحصيلات تكميلي براي حل مشكلات كشور استفاده كرد، گفت: براي پيشرفت كشور راههاي گوناگون وجود دارد و تنها يك راه در پيش روي ما نيست و ما مي‌توانيم از راههاي متفاوت‌تر مانند راهي كه در خصوص انرژي صلح آميز هسته‌اي انتخاب كرديم براي حل مشكلات كشور و پيشرفت آن استفاده كنيم.

 

احمدي نژاد بر ضرورت ايجاد ارتباط بين مراكز علمي كشور و ساير بخشها مانند خودروسازي، پالايشگاه، اقتصاد و بهداشت تاكيد كرد و گفت: بايد بين اين دو، نشست‌هاي تخصصي برگزار شود تا مسايل و مشكلات براي يافتن راه حل علمي از طريق تقسيم مشكلات ميان دانشگاههاي مختلف بررسي شود.

 

وي همچنين افزود: براي حل مشكل وسايل آزمايشگاهي و كارگاهي نيز كه نياز به واردات دارد، دولت از طريق معاونت علمي رقمي را اختصاص مي‌دهد تا اين مراكز تكميل شود.

 

احمدي نژاد، تاكيد كرد: رابطه روساي دانشگاهها با دانشجويان بايد عاشقانه، پدرانه و از روي محبت باشد و در چنين صورتي فوايد آن مي‌تواند يكصد برابر باشد و روساي دانشگاهها با سركشي به خوابگاهها از نزديك مسايل و مشكلات دانشجويان را حل كنند.

 

وي، در خصوص موضوع ازدواج دانشجويان نيز، گفت: روساي دانشگاهها و دفاتر نمايندگي مقام معظم رهبري مقدمات ازدواج دانشجويان را فراهم كنند و مرحله بعد يعني مسكن و اشتغال آنها هم از طريق دولت حل مي‌شود و مي‌توان براي حل موضوع مسكن از اين به بعد همه خوابگاهها را از نوع متاهلي ساخت.


 
تأكيد رئيس جمهور بر تحقق كابينه 70 ميليوني
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٥  

 

 

احمدي نژاد همچنين با اظهار رضايت از نشست صميمانه دولت با اقتصاددانان منتقد، از اعضاي هيات دولت درخواست كرد تا جلسات مشتركي را با مردم ، صاحبنظران و دانشگاهيان در حوزه مسووليت خود برگزار كنند.

 

دكتر محمود احمدي‌نژاد رييس جمهور در جلسه عصر امروز يكشنبه هيئت وزيران تصريح كرد: با سهيم شدن همه آحاد مردم در تصميم گيري براي رفع مشكلات به منظور پيشرفت كشور شاهد تحقق كابينه 70 ميليوني خواهيم بود.

 

وي تاكيد كرد: كشور متعلق به گروه هاي خاص نيست و همه آحاد ملت حق دارند نسبت به مسايل كشور دلسوزي كنند.

 

رييس جمهور با اشاره به اينكه اگر نقدها و اظهار نظرها به ويژه از سوي استادان دانشگاه‌ها باشد به دولت كمك مي كند تا راههاي بهتري را براي حل مسايل بيابد و نسبت به رفع مشكلات كوشش كند، افزود: اين قبيل گفتگوها ضمن آنكه فضاي همدلي را در كشور افزايش مي دهد موجب مي شود تا همه احساس كنند در سرنوشت كشور و بهبود بخشيدن به مشكلات سهيم هستند.


 
مهدي چمران: سوم تير رنسانس انقلاب اسلاميست
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٤  


مهدي چمران با بيان اين‌كه سوم تير يك بيداري، حركت و جنبش باارزش است كه بايد قدر آن را دانست، افزود: اين دوره را تجديد حيات و رنسانس انقلاب اسلامي مي‌نامم.

 

 رييس شوراي شهر تهران كه در همايش "حماسه سوم تير، ره‌آورد ملت، تجلي عدالت" سخن مي‌گفت، افزود: انقلاب دوره‌هاي مختلفي داشته است. دوره اول پرشور، پراحساس و پر از حركت‌هاي مردمي بود. دوره‌ دوم، دوره حماسه‌ و دفاع مقدس بود كه زيباترين نمودهاي انقلاب اسلامي را رزمندگان دفاع مقدس در آن آفريدند؛ صحنه‌هايي كه نظير آن را تنها در صدر اسلام مي‌توان ديد و براساس همين ارزش‌ها بود كه در جنگ پيروز شديم.

 

وي اظهار داشت: دوره ديگر حركت پرتلاش براي ساختن خرابي‌هاي كشور بود كه در اين حركت شايد به خاطر سرعتي كه گرفت، توجه لازم به ارزش‌ها نشد و جامعه كم‌كم از ارزش‌ها فاصله گرفت يا برخي جامعه رابه سويي بردند كه ارزش‌ها از دست برود. من نمي‌خواهم تقصير را گردن كسي بيندازم اما ارزش‌ها همپاي پيشرفت كشور جلو نرفت.

 

چمران ادامه داد: در دوره بعد در بستر ايجادشده در دوره قبل، ارزش‌ها مورد تهاجم واقع و يا كم‌رنگ‌تر شد و در برخي موارد به بي‌ارزشي تغيير يافت. پس از اين دوره ناگهان دوراني رسيد كه من آن را خوديابي، بازگشت به خويشتن خويش و تجديد حيات و رنسانس انقلاب اسلامي مي‌نامم.

 

وي در ادامه با اشاره به پيروزي احمدي‌نژاد در سوم تير گفت: در اين دوران براي مردم روشن شد كه در عين سازندگي و توسعه‌ي سياسي نبايد از ارزش‌ها فاصله گرفت. انقلاب ما انقلابي جامع‌نگر بود و همه چيز را در درون خود داشت؛ هم اسلامي بود و هم فرهنگي. انقلاب به دنبال حاكميت يك طبقه نبود و آن چه امروز انقلاب و كشورما را به جهانيان مي‌شناساند،‌ نه توسعه و پيشرفت بلكه تفكر و ايدئولوژي انقلابي و اسلامي بوده كه مبدع آن انقلاب ما بود و ما آن را شروع كرديم.

 

چمران در ادامه گفت: كشور ما تجربه‌ي مشروطه و ملي شدن صنعت نفت را داشته است كه در آنها متاسفانه شكست خورديم. من نگرانم نكند تجربيات قبل هم تكرار شود. مردم در دو دوره‌ي قبل، دور شدن از مباني و ارزشهاي انقلاب را ديدند و با بيداري و هوشياري در سوم تير آگاهي خود را نشان دادند. اين كه چه كسي رييس‌جمهور شد و حكومت را به دست گرفت، مطرح نيست. حماسه‌ي سوم تير آن قدر مهم و فراتر از اين مساله است كه بازگشت به انقلاب در آن مطرح بود. احمدي‌نژاد اين شجاعت را داشت كه در فضاي انتخاباتي رياست‌جمهوري نهم اين مساله را مطرح كند و مردم وقتي ديدند او از نهاد و دل آنها صحبت مي‌كند به سويش گرايش پيدا كردند.

 

رييس شوراي شهر تهران تصريح كرد: در سوم تير اصول مهم انقلاب اسلامي كه در محاق قرار گرفته بود، دوباره زنده شد و آنها كه سهم خود را از انقلاب گذشت و فداكاري مي‌دانستند، ياس و دلمردگي از دلشان زدوده شد و شور و هيجان در آنها پديد آمد و اين تجديد حيات و پيمان مردم ما بود.

چمران در ادامه به پيشرفت برخي كشورهاي همسايه اشاره كرد و گفت: ممكن است برخي كشورهاي همسايه از ما بيشتر پيشرفت كرده باشند اما آيا آن استقلال واقعي را دارند و به آن افتخار مي‌كنند؟ انقلاب ما صرفا براي پيشرفت نبود، البته ما بايد همت كنيم و اولين كشور از نظر پيشرفت باشيم اما پيشرفت كشور در كنار اعتقادات و ارزش‌هاي مكتبي ماست كه ارزش دارد؛ وگرنه اگر ارزشها نباشد، مثل ديگران مي‌شويم. ما مي‌توانيم با اين اعتقادات و ارزشها، پيشرفت‌هاي جهش‌گونه داشته باشيم؛ كما اين كه اين نوع پيشرفت را در جبهه‌ها ديديم و امروز هم در بحث هسته‌اي شاهد آن هستيم.

 

وي گفت: حماسه سوم تير از اين جهت ارزشمند است كه همه‌ي اين ها حول محور اسلام شكل پيدا مي‌كند. اگر ما بر مبناي اعتقاداتمان پيشرفت كنيم، فساد، تبعيض و رشوه‌خواري اتفاق نمي‌افتد و پيشرفت طبيعي‌تر خواهد بود.

چمران درباره ويژگي‌هاي ديگر رخداد سوم تير گفت: اين حركت براساس ولايت‌مداري شكل گرفت و يك حركت جديد بود كه اگر بر همين مبنا پيش برويم، خواهيم ديد چقدر سازنده است.

 


وي در بخش ديگري از سخنانش اظهار كرد: بيداري، هوشياري و بازگشت مردم به اعتقادات اسلامي، يكي از ارزشمندترين اتفاقات در سوم تير بود و بايد آن را حفظ كنيم. در آن روزها با كم‌ترين امكانات و در يك حركت خودجوش تحول بزرگي شكل گرفت و تبليغاتي مي‌شد كه بيشتر جنبه ي ابلاغ داشت و مردمي وخودجوش بود.

چمران همچنين گفت: در فصل انتخابات، برخي از اطرافيان كانديداها به نامزدهايشان توصيه مي‌كردند سخناني را مطرح كنند كه در ميان مردم جذابيت داشته باشد و همه اقشار را جذب كند اما احمدي‌نژاد چنين نكرد. او مي‌گفت من حرف انقلاب و حرف حق را مي‌زنم، مردم اگر خواستند راي دهند. وي در پايان گفت: سوم تير يك بيداري، حركت و جنبش با ارزش است كه بايد قدر آن را دانست.


 
بمناسبت سوم تیر
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٤  

وجه تمایزسیاست اسلامی با تعریف متداول آن در دنیای امروز بعد تعبدی آن است هیچ مفهومی بدون جهت گیری الهی در اسلام وجود نداردوسیاست هم درقالب دیانت تعریف میشو د اگر بتوان  سیاست اسلامی را در جامعه تعریف و تدوین واجرایی نمود .یقینا فضای سیاسی و فعالان این عرصه دچار تحول بنیادی خواهند شد.دراین راستا بنا نداشتیم بمناسبت پدیده مبارک سوم تیر مطالبی بنویسیم زیرا در موارد مشابه حافظه تاریخی ملت ما پر است از صحنه های نا زیبا ی از به انحصار کشیدن  رای ملت ومصادره شدن سیاسی آن به نفع  گروهها واشخاص سیاست باز! اما آنچه در مورد  انتخاب هوشمندانه ملت در سوم تیر۸۴ می توانیم بگوییم این است که این  پیروزی متعلق به ملت است و نمایشگررشد سیاسی و پختگی آحاد ملت در تشخیص مصالح انقلاب وکشور است وباید به این ملت آگاه بواسطه این انتخاب تبریک گفت وما به خود می بالیم که از این ملتیم . در عین حال نمی توانیم نگرانی های خود را در زمینه دریافت پیام رای مردم از ناحیه مسولان مخفی نماییم ومعتقدیم بعضی از مسولان وبرجستگان این پیام راخوب دریافت نکرده اندوطبعا نمی توان انتظار تحول مطلوب ملت را از بعضی ازاین مسولان داشت مسولانی که متاسفانه به بهانه این انتخاب بر سرکار آمدند ویا از  گذشته بوده اند .ما بعنوان حامیان دولت منتخب انتقاد های زیادی از عملکرد مسولان انتخابی وانتصابی در منطقه داریم که امیدواریم با تجدید نظر آقایان در شیوه ها وعملکردها نیازی به ابراز شفاف آنها نباشد .البته صبروشکیبایی بیش از این را جایز نمیدانیم ودرآینده بر جزئیات عملکرد مسولان اعلام نظر می نمایم ودر این متن فقط به یکی از عوامل اجرایی نشدن اهداف دولت در منطقه بسنده میکنیم وآن اصل مهم شایسته سالاری در بدنه  دولت در منطقه است البته عوامل وریشه یابی آن برای وقت مقتضی میگذاریم     --- با آرزوی برافراشته شدن پرچم دولت یار

حامیان دولت اسلامی - املش


 
دستور احمدی نژاد به دستگاههای اجرایی
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۳۱  

 

 

خبرنگار رجانیوز گزارش داد احمدی نژاد در تازه ترین تصمیم خود برای زدودن آثار اشرافیگری از بدنه اجرایی کشور دستور داده است تا 50 دستگاه خودروی بنز که در تشریفات ریاست جمهوری به کار گرفته شده  و 60 دستگاه خودروی گران قیمت دیگر از همین نوع  که در وزارت خارجه از آنها استفاده می شود، با خودروهای ساخت داخل معاوضه شود.

 

بنابر گزارش خبرنگار رجانیوز ، پیش از این  احمدی نژاد در نخستین روزهای ورودش به ساختمان پاستور نیز از خرید خودروهای زرهی 300 تا 400 میلیونی برای مقامات دولت سابق و برخی نمایندگان مجلس ششم به شدت انتقاد کرده بود. در آن زمان مشخص شد این خودروهای چند صد میلیونی از جمله حاتم بخشیهای مسوولین ارشد دولت سابق بوده و صاحبان آنها علیرغم دستور احمدی نژاد حاضر نشده اند هدیه های دولتمردان سابق را به بیت المال پس دهند. اما احمدی نژاد مدتی بعد و طی سخنانی که در جمع نمایندگان مردم در مجلس خبرگان ایراد می کرد گفت که به نمایندگی از ملت و برای مبارزه با ویژه خواری برخی قدرتمداران، آنها را به هر قیمت سیاسی که شده پس گرفته و به بیت المال باز می گرداند.

 

عدم استفاده از هواپیمای تشریفاتی چندین میلیاردی که در زمان دولت سابق خریداری شده بود، برانداختن آثار اشرافی گری از نهاد ریاست جمهوری و انتقال محل کار رئیس جمهور از کاخ های سلطنتی سعد آباد به محل سابق دفتر رووسای جمهور در میدان پاستور از دیگر مواردی است که طی دو سال گذشته احمدی نژاد به واسطه آنها تلاش نموده تا نشان دهد همچنان به وعده های خود در برقراری فرهنگ ساده زیستی  میان مسوولین اجرایی پایبند است.

 

بنابر این گزارش احمدی نژاد در زمان تصدی مسوولیت شهرداری تهران نیز با از رده خارج ساختن خودروهای تشریفاتی و لوکس، بالاترین سطح خودروهای مجاز برای استفاده مسوولین این سازمان را پژو 405 تعیین کرده بود.

 

گفتنی است رهبر حکیم انقلاب در بیانات خود در ابتدای سال که در حرم مطهر رضوی(ع) ایراد می شد، یکی از دلایل حمایت خاص خود از دولت نهم را جهتگيرى عدالت و زىّ مردمى مسوولین این دولت دانسته و حفظ این روحیه و عدم اسارت در دام تجمل‏گرايى‏هايى كه افرادى به آن مبتلا می شوند را از جمله انتظارات خود از مسوولین  در قبال این حمایت خاص عنوان کرده بودند.


 
جرعه ای از زلال مکتب علی(ع)
ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٩  

 

 به نام خداوند بخشاینده مهربان
این فرمانی است از بنده خدا، علی امیرالمؤمنین، به مالك بن الحارث الاشتر. در پیمانی كه با او می ‏نهد ...
در كار كارگزارانت بنگر و پس از آزمایش به كارشان برگمار، نه به سبب دوستی با آنها. و بی‏مشورت دیگران به كارشان مگمار، زیرا به رأی خود كار كردن و از دیگران مشورت نخواستن، گونه ‏ای از ستم و خیانت است. كارگزاران شایسته را در میان گروهی بجوی كه اهل تجربه و حیا هستند و از خاندان‌های صالح. آنها كه در اسلام سابقه ‏ای دیرین دارند. اینان به اخلاق شایسته ‏ترند و آبرویشان محفوظ تر است و از طمعكاری بیشتر رویگردان‏اند و در عواقب كارها بیشتر می‌‏نگرند.
بدترین وزیران تو ، وزیری است كه وزیر بدكاران پیش از تو بوده است و شریك گناهان ایشان. مبادا كه اینان هم راز و همدم تو شوند، زیرا یاور گناهكاران و مددكار ستم پیشگان بوده ‏اند. در حالی كه، تو می ‏توانی بهترین جانشین را برایشان بیابی از كسانی كه در رأی و اندیشه و كاردانی همانند ایشان باشند ولی بار گناهی چون بار گناه آنان بر دوش ندارند، از كسانی كه ستمگری را در ستمش و بزهكاری را در بزهش یاری نكرده باشند. رنج اینان بر تو كمتر است و یاریشان بهتر و مهربانی شان بیشتر و دوستی شان با غیر تو كمتر است ... و باید كه برگزیده‏ترین وزیران تو كسانی باشند كه سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در كارهایی كه خداوند بر دوستانش نمی ‏پسندد كمتر تو را یاری كنند ، هر چند ، كه این سخنان و كارها تو را ناخوش آید.
و بنگر تا یاران كارگزارانت تو را به خیانت نیالایند. هر گاه یكی از ایشان دست به خیانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خیانت او گرد آمد و همه بدان گواهی دادند، همین خبرها تو را بس بود. باید به سبب خیانتی كه كرده تنش را به تنبیه بیازاری و از كاری كه كرده است، بازخواست نمایی. سپس، خوار و ذلیلش سازی و مهر خیانت بر او زنی و ننك تهمت را بر گردنش آویزی.
باید كه محبوبترین كارها در نزد تو، كارهایی باشد كه با میانه ‏روی سازگارتر بود و با عدالت دمسازتر و خشنودی رعیت را در پی داشته باشد؛ زیرا خشم توده‏های مردم، خشنودی نزدیكان را زیر پای بسپرد و حال آنكه، خشم نزدیكان اگر توده‏ های مردم از تو خشنود باشند، ناچیز گردد. خواص و نزدیكان كسانی هستند كه به هنگام فراخی و آسایش بر دوش والی باری گران‏ند و چون حادثه ‏ای پیش آید كمتر از هر كس به یاریش برخیزند و خوش ندارند كه به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اینان همه چیز را به اصرار از والی می ‏طلبند و اگر عطایی یابند، كمتر از همه سپاس می‏ گویند و اگر به آنان ندهند، دیرتر از دیگران پوزش می ‏پذیرند. در برابر سختی‌های روزگار، شكیبایی‌شان بس اندك است. اما ستون دین و انبوهی مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، پس، باید توجه تو به آنان بیشتر و میل تو به ایشان افزونتر باشد.
از خدای می‏طلبم كه به رحمت واسعه خود و قدرت عظیمش در برآوردن هر مطلوبی مرا و تو را توفیق دهد به چیزی كه خشنودیش در آن است: داشتن عذری آشكار در برابر او و آفریدگانش، آوازه نیك در میان بندگانش، نشانه‏ های نیك در بلادش و كمال نعمت او و فراوانی كرمش. و اینكه كار من و تو را به سعادت و شهادت به پایان رساند، به آنچه در نزد اوست مشتاقیم.
و السلام علی رسول الله صلی الله علیه و آله الطیبین الطاهرین


 
حكومت در نهج البلاغه
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٥  

 
نظرات خواندني كاربران پربيننده ترين سايت خبري تركيه درباره احمدي نژاد
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٢  

 

 

پربازدیدکننده ترین خبر يکی از سایت های معروف خبری ترکیه، مربوط بود به چهار عکس از دکتر محمود احمدی نژاد . این مطلب که هیچ جنبه ی خبری نداشت و فقط چند عکس آرشیوی بود، حدود 90000 بازدیدکننده پیدا کرد؛ و (از نظر تعداد بازدیدکننده) بالاتر از خبرهای مهم دیگر دیروز، مانند خبر تصویب تغییر قانون اساسی ترکیه در مجلس قرار گرفت!


از آن جالب تر، تعداد زیاد نظرات کاربران است؛ 250 نظر زیر این خبر قرار گرفت که واقعاً عجیب است.

از آنجا که بعضی در ایران، به موقعیت استثنایی جمهوری اسلامی و آرمان هایش در دنیا و به خصوص جهان اسلام واقف نیستند، تصمیم گرفتم بعضی از نظرات کاربران را ترجمه کنم. بیش از 80 درصد نظرات، نظرات موافق بود. تعدادی از نظرات مخالف را هم در انتها ذکر کرده ام.

 

توضیح : منظور نویسندگان پیامها از کلمه ی "رهبر"، مفهوم رئیس و حکمران است، نه کلمه ی "رهبر"ی که ما به کار می بریم.

 

- کاش رهبران کشور ما هم چنین بودند.
- - در ایران، احمدی نژاد و در فلسطین، هنیه. دنیای اسلام کم کم دارد روسایش را پیدا می کند.
- احمدی نژاد روستا زاده است، ولی واقعاً مرد جنگ است.
- مانند پیامبرمان، زندگی ساده و متواضعانه ای دارد.
- خوش به حال کسانی که در ایران زندگی می کنند. همان طور که رسول الله فرموده: بر شما همان طور حکومت می شود که خود خواسته اید. مردم ایران لایق اویند. به نظر من او رهبر همه ی مسلمانان است.
- چنین رهبرهایی اند که پادویی دیگر کشورها را نمی کنند.
- اگر نخست وزیر ما این کار را می کرد، به جرم ارتجاع اعدام می شد!!
- این تصاویر مرا واقعاً تحت تأثیر قرار داد. ادعا می کنم در دنیای امروز، هیچ رهبری نمی تواند به عنوان تظاهر (ریائاً)، چنین رفتاری داشته باشد.
- یک مسلمان
- "دنیا برای دیگران باشد، آخرت برای ماست"
-  کسانی که درهای عقل را بسته اند، از اینکه او شناخته شود، می ترسند.
- اینکه عقایدش را قبول دارم یا نه، مسئله ای دیگر است... اما از صمیمیت و تواضعش تقدیر می کنم.
- من به این آدم افتخار می کنم. فقط در عصر حاضر، دولتمردی مانند او باید بیشتر به ظاهر خود برسد تا بیشتر بتواند بر انسانها تأثیر بگذارد.
-شعر نوشته. معنی شعر:  ای شاگرد مرحوم امام خمینی! راهت باز باشد ای کسی که بر زمین سخت می خوابی! راهت باز باشد. ای کسی که نان و زیتون می خوری! تو را دوست داریم.
- - اینکه از میان پادشاهان و حکمرانان، کسی مانند احمدی نژاد پیدا شود، از الطاف خداوند است.
- احمدی نژاد جنبه های دیگری هم دارد که در این نوشته نیامده. این آدم در این دنیا فقط یک خانه دارد و یک ماشین مدل 1979. طبیعی است که چنین آدمی شجاع باشد.
- این آدم می تواند موجب وحدت مسلمانها شود.
- برادرم احمد! خدا یارت!
- اگر کسی بتواند با آمریکا دربیفتد، تویی.
- کاش شیعیان علوی کشور ما هم مانند شیعیان جعفری ایران، در دین شان صادق بودند.
- مگر می شود خدا به چنین انسانی کمک نکند!؟ احمدی نژاد و احمد نجدت سزار، اسمشان به هم شبیه است. اما زندگی شان هیچ شباهتی به هم ندارد.
- مگر محمد رسول الله که لباس پینه دار می پوشید و غذایش را با فقرا تقسیم می کرد، پیامبر ما و احمدی نژاد نیست؟ "به جای اینکه از همه بترسی، فقط از خدا بترس"
در جواب انتقادات نوشته : می گویید که او اهل سنت نیست. در حالی که به خاطر التزامش به سنت، با ورود وقت نماز، کاپشن اش را زیرش انداخته و نماز خوانده. ملتزم به سنت است. خیلی راستگو و صریح است. سیاست نمی کند، بلکه کشورش را اداره می کند. همه ی ایرانیها را به یک چوب نزنید.

در جواب انتقادات نوشته : دوست من! اگر رهبر تو نمی تواند چنین رفتاری داشته باشد، لازم نیست حسادت کنی! اگر می گویی تظاهر است، به من بگو که چرا رهبر تو نمی تواند چنین تظاهری بکند؟
- نیازی به گفتن سخن زیاد نیست. یک کلمه: آدم کوتاه قد بزرگ.
- رئیس جمهور ما حتی وقتی به تشییع جنازه می رود هم نماز نمی خواند! مردم باید از رهبرشان الگو بگیرند؛ نمی دانم ما از چه چیز رئیس جمهورمان می توانیم الگو بگیریم؟ احمدی نژاد یک رهبر است. یک انسان. در برابر غرب، سر خم نمی کند. برای مردمش زندگی می کند و مردمش تا آخر از او حمایت می کنند.

در جواب انتقادات نوشته : کسی گفته بود که ایران در تاریکی قرون وسطی، سیر می کند. بله! ترکیه بدون اجازه ی آمریکا نمی تواند قدم بردارد؛ ایران قرون وسطایی، پروژه ی اتمی اش را تکمیل می کند. سلاح های ترکیه وارداتی است؛ ایران قرون وسطایی موشک هایی می سازد که به تل آویو هم می رسد. خواستم یادآوری کرده باشم.
- هرکس هرچه می خواهد بگوید. من این آدم را دوست دارم!
- اگر در دنیا 5-3 آدم مثل او باشد، می توان در مقابل آمریکا قد علم کرد. قبل از سخنرانی اش می گوید خدا مرا آفریده و من بنده ی عاجز او هستم. خدایا! یار و یاورش باش.
- یک کلمه بگویم: آدم است.
- حیف که بیش از یکی دو تا رهبر جسور و درستکار مانند او در دنیا وجود ندارد. رهبران ما یک صدم او هم نیستند.
- در انتخابات پیش رو، رأی ام را به احمدی خواهم داد!
- مرد که می گویند، این است. حرکت کن که هیچ کس نمی تواند جلوی تو را بگیرد.
- از زندگی خودم خجالت کشیدم. شبیه بودن به رسول الله این گونه است. خدواند به او استقامت دهد. او را الگوی رهبران سنی ما کند. آمین.
- روزی خواهد آمد که آن شخص خوابیده (منظورش عکس اول است)، دنیا را اداره خواهد کرد.
- ملت ایران انقلاب کرد و با خونش از دینش محافظت کرد. این رهبر را هم خدا به عنوان لطف به آنها داد. نشدنی است که تنبلی کنیم و بخوابیم، در عین حال انتظار چنین رهبری را داشته باشیم.
- حیران این آدم ام! بی ارزشی مادیات را به رخ  تمام دنیا می کشد.
- دلش بزرگتر از حجم اش است!
- ....

 

در مقابل اين پيام ها، تعداد معدودي از كاربران هم به نقد احمدي نژاد پرداخته اند.

 

- اینکه برای رئیس جمهور ایران این قدر پیام نوشته شود، برایم قابل درک نیست. فکر نمی کردم کسی که زن ها را شکنجه می کند، این همه طرفدار داشته باشد!
- یک تبلیغات چی بزرگ است! باید به او تبریک گفت!
- بدانید که احمدی نژاد از بوش خطرناک تر است. اگر دست او باشد، در همین لحظه ریشه ی همه ی سنی ها را می کند. ساده نباشید!
- جناب سردبیر! برای چه از کسی که ملتش را اذیت می کند، خبر می نویسید؟
- در حالی که ما دنبال آزادی بیشتر هستیم، انگار در کشور، کسانی هستند که دوست دارند مانند ایران، انقلاب اسلامی رخ دهد. مرزها باز است. این دوستان بفرمایند بروند ایران!

 

منبع : وبلاگ صداي ما



 نظرات کاربران 


 
كابينه هفتادميليوني
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٠  

باسلام بنا به درخواست یکی از خوانندگان گرامی که فرموده بودند از سوابق وبیوگرافی حامیان دولت بنویسید .باید بعرض برسانیم این وبلاگ متعلق به طیف وگروهی خاص به آن معنی که درصفبندی های سیاسی خاصی بگنجد نمی باشد .زیرا حامیان دولت عدالت محور شامل تمام اقشار ملت میباشند.البته نگرانی های این دوست عزیز قابل درک است .هوشمندی یک مسلمان اقتضامی کند که به صرف ادعا اکتفا نکند.در این راستا به شما دوست عزیز توصیه می شود مطالب وبلاگ را دنبال بفرمایید مطمئنا به پاسخ خود خواهید رسید.

نویسندگان این وبلاگ اکثرا از اعضای ستادهای تبلیغاتی دکتر احمدی نژاد وعامه مردم علاقمند به دولت ایشان میباشند که امیدواریم بزودی با استقبال تمامی اقشار ملت به تجلیگاه افکار وآراهمه مردم (کابینه هفتاد میلیونی)در راستا حمایت وهدایت دولت اسلامی تبدیل گردد.

از سوابق گرداندگان وبلاگ سئوال شده بود که باید بعرض برسانیم که چیز قابل عرضی به عنوان سابقه نداریم جز  مفتخر بودن به قطره ای از اقیانوس ملت ایران اسلامی .اصولا در معیار های ما توقف در سوابق راجایزنمیدانیم بلکه به زایش و رویش توجه بیشتری داریم .از دقت نظر شما متشکریم


 
رياست از ديدگاه امام
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٠  

رياست در نگاه امام؛ سخت ترين امتحان انسان
امتحان مردم به رياست، به رياست در هر مقام، به رسيدن به هر مقام، اين امتحان سخت تر است از امتحان در نقص اولاد و انفس. و مشكلتر است كه انسان بتواند از اين امتحان نجات پيدا بكند، و درست امتحان بدهد در معرض اعمالي كه مي كند و در پيشگاه خدا آبرومند باشد. رؤسا هرجا هستند، درهركشوري هستند، دولتمردان درهركشوري كه هستند و درهرجا كه هستند بايد بدانند كه رسيدن به اين مقام، امتحان الهي بوده است و سخت امتحاني است. خودشان توجه كنند به اينكه قبل از رسيدن به اين مقام به رؤساي جمهوري كه سابق بودند، به نخست وزيراني كه سابق بودند، به وكلاي مجلسي كه سابق بودند، به استاندارهايي كه سابق بودند، به دادگاه هايي كه در سابق بودند، قبل از رسيدن خودشان به اين مقامات به آنها اشكال داشتند و آنها را تقبيح مي كردند، الان كه خودشان رسيدند آيا همان نقشه را عمل مي كنند كه آيندگان آنها را تقبيح كنند؟ ياخير، وقتي كه به مقام رسيدند رفتاري مي كنند كه همان طوري كه بعد از هزار و چهارصدسال نسبت به اميرالمؤمنين مردم نظر مي دهند؟ ... رؤسا و دولتمردان بيدار بشوند! مخاصمه را ترك كنند!
صحيفه امام- جلد 13- صفحات 457 تا 459


 
ديوان سالاری بقلم رييس جمهور
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱۸  

ديوانسالاري در خدمت مردم نه مردم در خدمت ديوانسالاري 

 

مدتهاست كه به خدمت ها و خيانتهاي ديوانسالاري (بوروكراسي) مي انديشم.
ديوانسالاري موجود، چقدر به حل مشكلات كمك مي كند و چه ميزان به تثبيت مشكلات مي انجامد؟
ديوانسالاري پديده جديدي نيست وتمدن ها و حكومتهاي مقتدر،‌ هرگز بدون انضباط ديواني نبوده اند. در دوره هاي اخير هم بوروكراسي را تجسم مديريت عقلي و علمي دانسته اند ولي بايد ديد که آنچه روي كاغذ آمده و موضوع بحثهاي نظري در باب عقلانيت ابزاري بوده با آنچه عملاً اتفاق افتاده و بخصوص آنچه با پوشش مدرنيزه كردن دولت ها در دهه هاي اخير تحقق يافته ، واقعاً چه مقدار دولت را عقلاني و چه مقدار عقل ها را دولتي يعني رسمي، كليشه اي و اداري كرده است؟
بسياري از انقلابها در تارهاي عنكبوتي بوروكراسي، گرفتار شده اند، تارهايي كه خاصيت ارتجاعي و بازگرداننده دارند و همه شور و شعور انقلابي را خنثي مي کنند و اوضاع را به عصر ماقبل انقلاب ها باز مي گردانند.
خواص مثبت ديوانسالاري را كاملاً مي پذيريم مشروط به آنكه براستي به مديريت علمي بينجامد.
اما دست كم دركشورهايي چون كشور ما كه دهه هاي متوالي تحت سلطه رژيمهاي وابسته بوده اند و الگوهاي جعلي، تحميلي و وارداتي پوسيده را تجربه كرده اند، مساله بوروکراسي، غالباً نوعي دولت در دولت را مي سازد تا ظاهراً بودجه اقتصاد و مملكت را محاسبه پذير، برنامه ريزي شده و علمي وشفاف نشان دهد اما در واقع مسائل بسياري را غيرشفاف، غيرعملي و حتي تبديل به
 
ضد برنامه مي نمايد.
حتي بهتر است بگويم بوروكراسي گاهي، نقش ابزاري خود را از دست مي دهد، تبديل به يك ايدئولوژي مي شود و اخلاق ويژه اي مي سازد كه حالتي تخديري و ايستا را بركل سيستم تحميل مي كند.
  در نتيجه كم كم وسيله تبديل به هدف مي گردد 
و هدف به وسيله!
ايدئولوژي ديوانسالارانه، عملا باعث اصطکاک درون سيستمي مي شود. همه چرتكه مي اندارند و هركس جزئيات كار خود را مي داند اما هيچكس از كليت كار و نتيجه عملي آن، چيزي نمي داند. همه مشغول كارند
 
اما كاري پيش نمي رود. تلاش مي كنند ولي گره اي باز نمي شود.
به طور خلاصه بايد گفت که نظام بوروکراسي موجود چند شاخصه برجسته دارد. اول اينکه پيچک وار در حال توسعه است . يعني اصولا ميل دايمي به بسط حوزه نفوذ و سيطره اختيارات و دائره استيلاي خود دارد .
دوم اينکه با تمام توان از خود دفاع مي کند. حتي ساختمان و ابزار کار مازاد خود را هم راضي نيست که به ديگران بدهد و به بهانه هاي واهي از آن مراقبت مي نمايد .
سوم اينکه به شدت بخشي نگر و جزيي نگر است.
شاخصه چهارم اين است که در مقابل تحولات مقاوم است. هر نوع تحول را به منزله آسيب به خود تلقي و در برابر آن مقاومت مي نمايد و آخر اينکه با زدهي آن بسيار پائين و هزينه آن فراوان و رو به افزايش است.
درچنين وضعيتي چه راه حل هايي وجود دارد؟
عده اي تسليم مي شوند و بيلان كار از پائيني ها مي گيرند و به مسئولين بالاتر مي دهند و وجدانشان با همين آمارها آرام مي گيرد در حالي كه براي امثال من آدم ها مهمند نه آمارها. آمارها را همه دولتها و مديران مي دهند و بازي با اعداد را بلدند يعني طبق گزارش هاي رسمي شان همه چيز خوب و ايده آل است. همه مي توانند آرام بخوابند كه بوروكراسي،‌ بيدار است!
اما در صحنه زندگي واقعي مردم،‌ مشكلات حل نشده باقي مي ماند، اين همان خطري است كه من از دوران مسئوليتم در شهرداري تهران و حتي قبل از آن، همواره ‌از آن رنج برده ام و خواسته ام با شکستن سنت هاي غلط و ‌بدعت هاي وارداتي، دستگاه اداري را از اين تار گسترده عنكبوتي خارج نمايم كه البته گاهي امكان پذير شده و گاهي نيز نشده است.
راه دوم براي رهايي از باتلاق بروکراسي، قانون شكني يا دور زدن قانون است كه بسياري براي منافع ايل وتبار وحزب هاي دولت ساخته و يا منافع شخصي خود بارها و بارها به اين اعمال مبادرت كرده اند. اين اعمال با اعتقادات و منش من سازگار نيست و به هيچ وجه به چنين راه هايي اعتقاد نداشته و ندارم و براي اصلاح آن آمده ام. چرا که عميقا معتقدم تا برابري همگان در برابر قانون‌ تأمين و تضمين نشود،‌ به دولت اسلامي نخواهيم رسيد.
راه سوم، اصلاح انقلابي و آني
 
قوانين و خانه تكاني سنگين در سيستم ديوانسالاري كشور است. اين وظيفه مهم و مشترك مجلس و دولت است كه بايد در همين دوران و در سريعترين زمان ممكن تحقق هرچند نسبي يابد درغير اينصورت به اين زودي ها ديگر چنين اتفاقي رخ نخواهد داد و يا حداقل كار روز به روز سخت تر خواهد گرديد، كما اينكه تاكنون چنين روندي را شاهد بوده ايم. اگر بوروكراسي كه مظهر عقل ابزاري است و بايد ابزار باشد، خود تبديل به هدف و شغل اصلي دولت شود، به جاي آنكه هزينه ها را كم كند و بودجه ها را شفاف و برنامه ها را عملي كند، تبديل به ترمز سيستم مي شود و بلكه بايد گفت اين اختلال تا جايي پيش مي رود که شبكه هايي ايجاد مي شود كه بودجه عمومي را هزينه خصوصي مي كند، ساختاري براي توقف خلاقيت ها و تبديل رودخانه مواج انقلابي ومبتكر به مردابي مرده و ساکن.
اينک ما بر سر دو راهي مهمي قرار گرفته ايم : انقلاب فداي بوروكراسي يا ديوانسالاري درخدمت انقلاب؟
 

نكته ديگر در اين رابطه ، آن است كه بايد به نقطه تعادل ميان نظريه و عمل برسيم. ما با دو خطر در اين مسير همواره مواجه هستيم. يكي برخورد غير كارشناسانه و غير علمي و بدون توجه به مشكلات كشور است كه آن را مي توان عمل زدگي ناميد. (البته بايد توجه داشت که عمل زدگي با عمل گرايي متفاوت و بلكه متضاد است.)
خطر دوم آن است كه به نام مديريت علمي يا عقلانيت و به بهانه هاي ديواني و پشت عنوان اصلاح گام به گام بخواهيم ركود و توقف و تحجر مديريتي را توجيه و تثبيت كنيم و حتي عقبگرد نماييم. عده اي مي خواهند تنبلي ها و كندي ها و وقت كشي هاي ملي و مديريتي را تحت لواي دروغين علمي بودن توجيه و تئوريزه كنند. اين هم عمل گريزي است. علمي بودن غير از ذهن زدگي است. از درون اتاق در بسته نمي توان همه مشكلات واقعي را حل كرد. علم بايد در خدمت عمل باشد. من از تفكري مي ترسم كه بودجه عمومي و فرصت تاريخي دولت نهم را قرباني ذهنيت ها و عمل گريزي و محافظه كاري ها كند. با شتابزدگي و عمل زدگي مخالفم ولي نبايد اجازه بدهيم كه انقلاب و مردم را فداي بوروكراسي كنند. وظيفه تاريخي ما آن است كه بوروكراسي را درخدمت مردم درآوريم. شعار ما اين خواهد بود : ديوانسالاري درخدمت مردم نه مردم درخدمت ديوانسالاري!
 


 
مسولان یا علی(۱)
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱٤  

 

ضمن قدر دانی از تلاش همه مسئولان بویژه امام جمعه محترم از برپایی کنگره بزرگداشت شهدای روحانی وآیت ا...  شهید ربانی املشی از مسئولان خصوصا" نماینده وفرماندار محترم درخواست جدی داریم  با هوشمندی

فرصت  بدست آمده را غنیمت شمرده وحداکثر استفاده را ازحضور مهمانان بلند پایه خصوصا"حضرت آیت ا... هاشمی رفسنجانی (ریس هیئت امنا دانشگاه آزاد کشور ) جهت تاسیس دانشگاه آزاد املش وپذیرش دانشجو در ترم آینده را  بنمایند .اگرنخواهیم اسیر دیوانسالاری معطل کننده شویم ونداشتن زمین وساختمان رابهانه کنیم . بزودی مردم این شهرستان میتوانند از نعمت دانشگاه برخوردارشوند مشکل مکان در شهرستانهای مشابه املش با اختصاص ساختمانی درحد چند اتاق از ادارات ویا مدارس بطورموقت بر طرف شده وشهر صاحب دانشگاه شده است . برآورده شدن این انتظار مردم از نظر ما کاملا"عملی است نقش آقای فرماندار درتهیه مکان بسیار تعیین کننده است. ما آمادگی خوداجهت همفکری برای رفع موانع احتمالی را اعلام مینماییم .وبار دیگر تاکید میکنیم شرایط برای تحقق این مطالبه به حق مردم کاملا"فراهم است وخدای نکرده توجیه تراشی پذیرفتنی نیست  .